بسمالله الرحمن الرحیم
پس از عرض سلام به استحضار میرساند: شخصی مبلغ یکصد میلیون تومان در بانک، سپردهگذاری مینماید و پس از گذشت چند ماه به اندازه همان مبلغ سپرده، امتیاز وام قرضالحسنه به او تعلق میگیرد که طبق قانون بانک مذکور قابل انتقال به شخص ثالث است و این شخص حق امتیاز وام یکصد میلیونی خود را در ازای مبلغی به شخص ثالث واگذار مینمایند. حال سوال این است که آیا واگذاری حق امتیاز وام در ازای مبلغ معین حرام و ربا میباشد؟
با کمال تشکر و آرزوی توفیقات روز افزودن
پاسخ مقام معظم رهبری
بسمه تعالی
در فرض مرقوم، واگذاری امتیاز با مراعات مقرارت مربوطه در برابر دریافت وجه، مانع ندارد.
دفتر حضرت آیتالله خامنهای (بخش استفتائات)
پاسخ آیت الله مکارم شیرازی
بسمه تعالی
چنانچه این کار با مقررات بانکی که وام میدهد، مخالفت نداشته باشد، اشکالی ندارد.
همیشه موفق باشید
پاسخ آیت الله وحید خراسانی
بسمه تعالی
علیکم سلام
چنانچه وام ربوی نباشد واگذاری حق امتیاز وام به عقد صلح در ازای مبلغ معین، اگر مخالف با قانون وام دهنده نباشد، اشکالی ندارد. والله العالم
پاسخ آیت الله نوری همدانی
بسمه تعالی
سلام علیکم
اگر واگذاری حق امتیاز وام به دیگری برخلاف مقررات حکومت اسلامی نباشد، اشکال ندارد.
پاسخ آیت الله سبحانی
بسمهتعالی
اگر شخص ثالث پس از انتقال حق وام به او خود مستقیما بدهکار بانک میشود، واگذاری حق وام در ازای مبلغی به او اشکال ندارد. لازم به ذکر است که این در صورتی است که اصل وام مشروع باشد و در آن ربا نباشد. والله العالم
بانک ها در کشور ما ،سرمایه های کلانی دارند که آن را در بخش های مختلفی مانند طرح های عمرانی زیربنایی سرمایه گذاری می کنند. این پول که بخش قابل توجه آن از خود مردم با خرید سهام بانک های خصوصی یا سپرده گذاری در بانکهای دولتی و خصوصی به دست آمده، سود اندکی را نصیب سپرده گذاران و خریداران سهام می کند.
اما بخش زیادی از ثروت بانکها ناشی از ارائه تسهیلات است. آمار بانک مرکزی نشان می دهد که در سال گذشته فقط پنج درصد تسهیلات بانکی به بخش قرض الحسنه اختصاص یافته و بقیه این منابع در بخش های دیگر که سود کلانی دارند هزینه شده است.
بانک ها از سودهای کم هم نمی گذرند
با این حال، بانک ها حاضر نیستند حتی از سودهای کوچک بگذرند. مهمترین نمونه این موضوع، دریافت جریمه دیرکرد برای پرداخت اقساط است. در حال حاضر کسی که از بانکی وام دریافت می کند، از همان ابتدا در قرارداد دریافت وام او مشخص می شود که سود دریافتی در مجموع چقدر است.
از سوی دیگر، بانک ها بسته به نوع وام و قرارداد با وام گیرنده، از همان ابتدا مشخص می کنند که در صورت دیرکرد پرداخت اقساط، به ازای هر روز سود دیگری را دریافت می کنند. این رقم که به دیرکرد پرداخت اقساط معروف است، اگر چه در وام های خرد برای یک روز قابل توجه نیست، اما در مبالغ بزرگتر و با محاسبه یک ماه برای پرداخت هر قسط، رقم قابل توجهی است.
اکنون اطلاعات دقیقی از میزان دریافتی بانکها بابت دیرکرد پرداخت اقساط در دست نیست، اما با توجه به اعلام بانک مرکزی مبنی بر این که بانکها در حال حاضر 109 درصد منابعشان را تسهیلات داده اند و با در نظر گرفته میزان معوقات بانکی، مشخص می شود که جریمه دیرکرد این تسهیلات رقم بسیاز زیادی است.
مراجع معظم چه نظری دارند
پیش از این درباره اخذ جریمه دیرکرد تسهیلات، مراجع معظم تقلید اظهار نظرهایی داشته و اغلب این گونه نظر داده اند که دریافت جریمه دیرکرد، جایز نیست.
دفتر پاسخگویی به پرسشهای شرعی آیت الله وحید خراسانی در تبیین این امر که عده ای اعتقاد دارند از آنجا که هنگام دریافت وام، به صورت پیش شرط، اخذ دیرکرد قید شده است، این مساله چگونه است، عنوان کرده است: خداوند هرقراردادی را نمی پذیرد. در هر مساله ای که رضایت طرفین وجود داشته باشد، الزاماً رضایت خداوند وجود ندارد.
در استفتاء صورت گرفته از دفتر آیت الله مکارم شیرازی نیز درباره اخذ جریمه دیرکرد آمده است: جریمه دیرکرد شرعا اشکال دارد، ولی بر بدهکاران لازم است بدهی خود را به موقع بپردازند، وگرنه گناهکارند.
ایشان بار دیگر در ديدار رييس و اعضاي شوراي عالي استانها گفته اند: جريمههاي دريافتي براي ديركردها خلاف شرع و نوعي رباخواري است و بايد حذف شود. بنده همواره در جواب استفتائات مينويسم جريمهي ديركرد اشكال دارد، اما مردم هم وظيفه دارند بدهي خود را پرداخت كنند.
در استفتاء منتشر شده در پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مظاهری نیز سؤال شده است: در قراردادهای بانکی جهت پرداخت وام، شرطی با این مفهوم گذاشته می شود که در صورت دیرکرد در بازپرداخت مبلغ اقساطی بانک حق دارد وجوه واریزی را در ابتدا از بابت دیرکرد (خسارت تأخیر تادیه) برداشته و پس از تسویه این خسارات از اصل وام کم کند. آیا دریافت چنین دریرکردی جایز است و در صورت حرمت آیا معامله باطل می شود.
پاسخ ایشان نیز چنین بوده است: دیرکرد حرام است، اما موجب فساد معامله نیست.
آيتالله العظمي نوري همداني:خسارت ديركرد يا گرفتن پول در برابر ديركرد حرام است. گرفتن پول در برابر ديركرد و تأخير اداي دين يكي از مصاديق ربا خواري است.
دفتر پاسخگويي به سؤالات شرعي آيت الله سبحاني نيز در پاسخ به اين پرسش، عنوان کرد: اخذ ديرکرد وام جايز نيست. جريمه ديرکرد از نظر شرعي هيچ مبنايي ندارد و حرام محسوب مي شود.
با وجود این احکام شرعی، مشخص نیست چرا بانکها همچنان بر دریافت جریمه دیرکرد اقساط و درج آن در قرارداد پرداخت تسهیلات اصرار دارند و علاقه ای به اجرای قوانین اقتصادی دین مبین اسلام نشان نمی دهند. گوشه ای از نتیجه این فعل حرام بانک ها را البته در ساختمان های بزرگ و پر زرق و برق آنها در کشور و مخصوصا در خیابان فرشته تهران می توان دید.
اما راه حل
سید عباس موسویان در کتاب بانکداری اسلامی صفحه 223 در همین رابطه پیشنهاداتی را مطرح می کند :
بانک می تواند در ارائه خدمات به مشتریان متخلّف مانع ایجاد کند. به آنان دسته چک ندهد. چک های آن ها را وصول نکند. حواله های آن ها را منتقل نکند و از انواع راه هایی که شخص را وا می دارد تا دیون خود را بموقع بپردازد، استفاده کند.
امروزه بانک با ارائه جایزه و تشویق جهت قرض الحسنه میلیاردها تومان، درآمد مردم را جمع آوری می کند و مقدار اندکی از منافع آن را به صورت جایزه به آن ها بر می گرداند. برای رفع تأخیر نیز می توان از سیاست های تشویقی و تنبیهی استفاده کرد. مهم آن است که بانک بخواهد به موازین شرعی به طور کامل عمل کند.

منبع :http://www.mashreghnews.ir
پاسخ؟
احکام بانکها
جايزههاى بانکى
س 1945: مبلغى را در بانک ملى پسانداز کردم و بعد از مدتى مبلغى را به عنوان جايزه به من دادند، گرفتن آن چه حکمى دارد؟
ج: گرفتن جايزه و تصرّف در آن اشکال ندارد.
س 1946: جوايزى به سپردههاى قرضالحسنه تعلّق مىگيرد، گرفتن آنها چه حکمى دارد؟ و بر فرض جواز آيا خمس به آنها تعلّق مىگيرد؟
ج: پساندازهاى قرضالحسنه و جايزههاى آن اشکال ندارد و در جايزه، خمس واجب نيست.
س 1947: در صورتى که صاحبان حسابهاى پسانداز به علت عدم اطلاع يا دلايل ديگر براى دريافت جايزههاى خود به بانک مراجعه نکنند، آيا جايز است بانک در آنها تصرّف کند و يا آنها را بين کارمندان بانک توزيع نمايد؟
ج: بانک و کارکنان آن حق ندارند جايزههايى را که مخصوص برندگان هستند، بدون اذن آنان به تملّک خود درآورند.
کارکردن در بانک
س 1948: اينجانب از کارمندان بانک هستم و در شعبه خارج از کشور کار مىکنم، دولت آن کشور ما را مؤظف به پيروى از قوانين بانکى که شامل معاملات ربوى و غير ربوى مىشود، نموده است. آيا قبول اين مسئوليت و کار در آن نظام بانکى جايز است؟ همچنين حقوقى که از درآمد شعبه بانکى مذکور دريافت مىکنم چه حکمى دارد؟
اصل انجام اين وظيفه اشکال ندارد ولى اشتغال به عمليات بانکى که مربوط به معاملات ربوى است جايز نيست و انسان در برابر انجام آن مستحق گرفتن اجرت و حقوق نيست و امّا دريافت حقوق از درآمد شعبه بانکى در صورتى که شخص علم به وجود مال حرام در آنچه که دريافت مىشود نداشته باشد، اشکال ندارد.
س 1949: آيا گرفتن حقوق در برابر کار کردن در قسمت اعتبارات، حسابرسى و مديريت بانک، جايز است؟
ج: کارکردن در بخشهاى بانکى مذکور و گرفتن حقوق در برابر آن اگر به نحوى با معاملاتى که شرعاً حرام هستند مرتبط نباشد، اشکال ندارد.
احکام چک و سفته
س 1950: معامله چک و سفته مدتدار بهصورت نقد به قيمتى کمتر از مبلغ آن که امروزه رايج است، چه حکمى دارد؟
ج: فروش مبلغ چک مدتدار يا سفته بهطور نقدى به قيمت کمتر توسط شخص طلبکار به بدهکار اشکال ندارد، ولى فروش آن به شخص ثالث به قيمت کمتر صحيح نيست.
س 1951: آيا چک به منزله پول نقد است بهطورى که اگر بدهکار آن را به طلبکار بدهد برئالذمّه مىشود؟
ج: چک به منزله پول نقد نيست و تحقق اداى دين يا ثمن با دادن آن به طلبکار يا فروشنده متوقف بر اين است که عرفاً قبض چک، قبض مبلغ آن محسوب شود و اين با تفاوت موارد و اشخاص تفاوت پيدا مىکند.
بيمه
س 1952: بيمه عمر چه حکمى دارد؟
ج: شرعاً مانعى ندارد.
س 1953: آيا استفاده از دفترچه بيمه درمانى براى کسى که جزء خانواده صاحب دفترچه نيست جايز است؟ و آيا جايز است صاحب دفترچه آن را در اختيار ديگران بگذارد؟
ج: استفاده از دفترچه بيمه درمانى فقط براى کسى جايز است که شرکت بيمه نسبت به ارائه خدمات به او تعهد کرده است و استفاده ديگران از آن موجب ضمان است.
س 1954: شرکت بيمه در ضمن قرارداد بيمه عمر که با بيمه گزار منعقد نموده، متعهد شده است که بعد از وفات بيمه گزار، مبلغى پول به کسانى که او معيّن مىکند بپردازد، حال اگر اين شخص بدهکار باشد و دارايى او براى پرداخت بدهىاش کافى نباشد، آيا طلبکاران حق دارند طلب خود را از مبلغى که شرکت بيمه پرداخت مىکند بردارند؟
ج: اين امر تابع توافق
آنان در قرارداد بيمه است، اگر قرار آنان بر اين باشد که شرکت بيمه مبلغ
مقرر را بعد از وفات بيمهگزار به شخص يا اشخاصى که او مشخص کرده بدهد، در
اين صورت آنچه شرکت مىپردازد، حکم ترکه ميّت را ندارد، بلکه مختص کسانى
است که براى دريافت اين مبلغ مشخص شدهاند.
اموال دولتى
س 1912: در صورتى که بانکها براى دادن وام شرط کنند که وام گيرنده، مبلغى اضافى بپردازد، آيا مکلّف براى گرفتن چنين وامى بايد از حاکم شرع يا وکيل او اذن بگيرد؟ آيا گرفتن اين وام در صورت عدم ضرورت و نياز، جايز است؟
ج: اصل وام گرفتن مشروط به اذن حاکم شرع نيست حتّى اگر از بانک دولتى باشد و از نظر حکم وضعى صحيح است هرچند ربوى باشد، ولى در صورت ربوى بودن، گرفتن آن از نظر تکليفى حرام است چه از مسلمان گرفته شود يا از غير مسلمان و چه از دولت اسلامى بگيرد يا از دولت غير اسلامى، مگر آنکه به حدّى مضطر باشد که ارتکاب حرام را مجاز کند و گرفتن وام حرام هم با اذن حاکم شرع حلال نمىشود، بلکه اذن او در اين رابطه موردى ندارد ولى شخص مىتواند در اين صورت براى اينکه مرتکب حرام نشود پرداخت مبلغ اضافى را قصد نکند، هرچند بداند که آن را از او خواهند گرفت و جوازِ گرفتن وام در صورتى که ربوى نباشد اختصاص به حالت ضرورت و نياز ندارد.
س 1913: بانک مسکن جمهورى اسلامى وامهايى را براى خريد يا ساخت ويا تعمير خانه به مردم مىدهد و بعد از پايان خريد يا ساخت يا تعمير خانه، وام را بهصورت اقساط پس مىگيرد، ولى مجموع قسطهاى دريافتى بيشتر از مبلغى است که به وام گيرنده داده شده است، آيا اين مبلغ اضافى وجه شرعى دارد يا خير؟
ج: پولهايى که بانک مسکن به منظور خريد يا ساخت خانه، مىدهد، عنوان قرض ندارد بلکه آن را طبق يکى از عقود صحيح شرعى مانند شرکت يا جعاله يا اجاره و امثال آن پرداخت مىکنند که اگر شرايط شرعى آن عقود را رعايت نمايند، اشکالى در صحّت آن نيست.
س 1914: بانکها به سپردههاى مردم بين سه تا بيست درصد سود مىدهند، آيا با توجه به سطح تورم، صحيح است اين مبلغ اضافى را به عنوان عوض کاهش قدرت خريد سپردههاى مردم در روز دريافت آن نسبت به روز سپردهگذارى محاسبه کرده تا بدينوسيله از عنوان ربا خارج شود؟
ج: اگر آن مبلغ اضافى و سودى که بانک مىدهد از درآمد حاصل از بکارگيرى سپرده به وکالت از سپردهگذار در ضمن يکى از عقود شرعى صحيح باشد، ربا نيست بلکه سود معامله شرعى است و اشکال ندارد.
س 1915: کارکردن در بانکهاى ربوى براى کسى که به علت نبودن کار ديگر جهت امرار معاش، مجبور است در آنجا کار کند، چه حکمى دارد؟
ج: اگر کار در بانک به معاملات ربوى مرتبط باشد و به نحوى در تحقق آن موثر باشد، جايز نيست در آنجا کار کند و مجرّد پيدا نکردن کار حلال ديگرى براى امرار معاش خود، مجوّز اشتغال به کار حرام نيست.
س 1916: بانک مسکن براى ما خانهاى خريده است به اين شرط که پول آن را بهطور ماهيانه بپردازيم. آيا اين معامله شرعاً صحيح است و ما مالک آن خانه مىشويم؟
ج: اگر بانک آن خانه را براى خودش خريده و سپس بهصورت اقساط به شما فروخته باشد، اشکال ندارد.
س 1917: بانکها براى ساختمانسازى به عنوان مشارکت يا عنوان ديگرى از عناوين عقود معاملاتى وامهايى را مىدهند و مبلغى در حدود پنج تا هشت درصد اضافى مىگيرند، اين وام و سود آن چه حکمى دارد؟
ج: گرفتن
وام از بانک به عنوان شرکت يا يکى از معاملات شرعىِ صحيح، قرض دادن يا قرض
گرفتن نيست و سودهايى که از طريق اين قبيل معاملات شرعى نصيب بانک مىشود
ربا محسوب نمىشود. درنتيجه گرفتن پول از بانک تحت يکى از عناوين براى خريد
يا ساخت خانه و همچنين تصرّف در آن اشکال ندارد و بر فرض که به عنوان قرض و
با شرط گرفتن
مبلغى اضافى باشد، هرچند قرض ربوى از نظر تکليفى حرام
است، ولى اصل قرض از نظر حکم وضعى براى وام گيرنده صحيح است و تصرّف او در
آن اشکال ندارد.
س 1918: آيا گرفتن سود پولى که در بانکهاى دولتهاى غير اسلامى گذاشته مىشود جايز است؟ و آيا اگر آن را بگيرد تصرّف در آن اعم از اينکه صاحب بانک اهل کتاب باشد يا مشرک و هنگام سپردن پول، شرط دريافت سود کرده باشد يا خير، جايز است؟
ج: در فرض مرقوم سود گرفتن جايز است حتّى اگر شرط دريافت سود کرده باشد.
س 1919: در فرض فوق اگر بعضى از صاحبان سرمايه بانک مسلمان باشند، آيا در اين صورت گرفتن سود از اين بانکها جايز است؟
ج: گرفتن سود نسبت به سهام غير مسلمانان اشکال ندارد ولى نسبت به سهم مسلمان، در صورتى که سپردن پول به بانک همراه با شرط سود و ربا و يا به قصد دستيابى به آن باشد، گرفتن سود جايز نيست.
س 1920: گرفتن سود پولهايى که به بانکهاى کشورهاى اسلامى سپرده شده چه حکمى دارد؟
ج: در صورتى که سپردهگذارى بهصورت قرض و به قصد گرفتن سود و يا مبتنى بر آن و يا به قصد دستيابى به سود باشد، گرفتن آن جايز نيست.
س 1921: اگر بانک براى وامى که مىدهد ربا بگيرد، آيا در صورتى که مکلّف بخواهد از بانک وام بگيرد، صحيح است براى فرار از ربا به اين صورت عمل کند که يک اسکناس هزار تومانى نقد را به مبلغ هزار و دويست تومان نسيه بخرد به اين شرط که هر ماه صد تومان آن را بپردازد و براى آن دوازده فقره سفته صدتومانى به بانک بدهد و يا اينکه از بانک دوازده سفته مدتدار را که مجموع مبلغ آنها هزار و دويست تومان است به مبلغ هزار تومان بهصورت نقدى بخرد به اين شرط که مبلغ آن سفتهها در مدّت دوازده ماه پرداخت شود؟
ج: اين قبيل معاملات که صورى و به قصد فرار از رباى قرضى هستند، شرعاً حرام وباطل مىباشند.
س
1922: آيا معاملات بانکهاى جمهورى اسلامى ايران محکوم به صحّت هستند؟
خريد مسکن و غيره با پولى که از بانکها گرفته مىشود چه حکمى دارد؟ غسل
کردن و نماز خواندن در خانهاى که با اين قبيل پولها خريدارى شده چه حکمى
دارد؟ و آيا گرفتن سود در برابر سپردههايى که مردم دربانک مىگذارند، حلال
است؟
بهطور کلى معاملات بانکى که بانکها بر اساس قوانين مصوب مجلس
شوراى اسلامى و مورد تأييد شوراى محترم نگهبان انجام مى دهند،اشکال ندارد و
محکوم به صحّت است و سود حاصل از بکارگيرى سرمايه بر اساس يکى از عقود
صحيحِ اسلامى، شرعاً حلال است، لذا در صورتى که گرفتن پول از بانک براى
خريد مسکن و مانند آن تحت عنوان يکى از آن عقود باشد، بدون اشکال است ولى
اگر بهصورت قرض ربوى باشد، هرچند گرفتن آن از نظر حکم تکليفى حرام است،
ولى اصل قرض از نظر حکم وضعى صحيح است و آن مال، ملک قرض گيرنده مىشود
وجايز است در آن و در هر چيزى که با آن مىخرد تصرّف نمايد.
س 1923: آيا بهرهاى که بانکهاى جمهورى اسلامى از مردم در برابر وامهايى که به آنان براى امورى مانند خريد مسکن و دامدارى و کشاورزى و غيره مىدهند، مطالبه مىکنند، حلال است؟
اگر اين مطلب صحيح باشد که آنچه که بانکها براى ساخت يا خريد مسکن و امور ديگر به مردم مىدهند به عنوان قرض است، شکى نيست که گرفتن بهره در برابر آن شرعاً حرام است و بانک حق مطالبه آن را ندارد، ولى ظاهر اين است که بانکها آن را به عنوان قرض نمىدهند بلکه عمليّات بانکى از باب معامله تحت عنوان يکى از عقود معاملى حلال مثل مضاربه يا شرکت يا جعاله يا اجاره و مانند آن است. بهطور مثال بانک با پرداخت قسمتى از هزينه ساخت خانه در ملک آن شريک مىشود و سپس سهم خود را با اقساط مثلاً بيست ماهه به شريک خود مىفروشد و يا آن را براى مدت معيّنى و به مبلغ خاصى به او اجاره مىدهد در نتيجه اين کار و سودى که بانک از اين قبيل معاملات بدست مىآورد، اشکال ندارد و اين نوع معاملات ارتباطى با قرض و بهره آن ندارند.
س 1924: بعد از آنکه بانک مبلغى را براى مشارکت در پروژهاى به من وام داد، نصف آن را به دوستم داده و با او شرط کردم که همه بهره بانکى آن وام را بپردازد، آيا در اين رابطه چيزى بر من واجب است؟
ج:
اگر بانک اين مبلغ را براى سهيم شدن و مشارکت با وام گيرنده در طرح خاصى که
معيّن کردهاست، داده باشد، کسى که وام را دريافت مىکند حق ندارد آن را
براى کار ديگرى مصرف نمايد چه رسد به اينکه آن را به کسى قرض بدهد. بلکه آن
پول نزد او امانت است و بايد آن را در موردى که مشخص شده مصرف نمايد و يا
عين آن را به بانک برگرداند.
س 1925: شخصى با اسناد جعلى مبلغى را از
بانک به عنوان مضاربه دريافت کرده به اين شرط که بعد از مدتى اصل پول وبهره
آن را به بانک بپردازد، آيا در صورت عدم اطلاع بانک از جعلى بودن اسناد،
اين مبلغ قرض محسوب مىشود و بهرهاى هم که وام گيرنده به بانک مىدهد در
حکم رباست؟ و در صورتى که بانک با علم به جعلى بودن اسناد، آن مبلغ را به
او بپردازد، چه حکمى دارد؟
اگر انجام عقد مضاربه توسط بانک مشروط به
صحّت اسنادى باشد که عقد بر اساس آنها منعقد شده، عقد مذکور با فرض جعلى
بودن اسناد، باطل است، و در نتيجه مبلغ دريافت شده از بانک قرض نيست همان
طور که مضاربه هم نيست بلکه از جهت ضمان، حکم مقبوض به عقد فاسد را دارد و
همه سود تجارت با آن متعلّق به بانک است. اين حکم در صورتى است که بانک جهل
به وضعيت داشته باشد. ولى اگر بانک از جعلى بودن اسناد آگاه باشد، پولى که
گرفته شده در حکم غصب است.
س 1926: آيا سپردهگذارى در بانک به قصد بکارگيرى آن در يکى از معاملات حلال و بدون تعيين دقيق سهم سپردهگذار از سود، به اين شرط که بانک هر شش ماه سهم او را از سود بپردازد، جايز است؟
ج: اگر سپردهگذارى در بانک به اين صورت باشد که سپردهگذار همه اختيارات را به بانک داده باشد حتّى انتخاب نوع فعاليت و تعيين سهم سپردهگذار از سود هم به عنوان وکالت در اختيار بانک باشد، اين سپردهگذارى و سود حاصل از بکارگيرى پول در معامله حلال شرعى، اشکال ندارد و جهل صاحب مال به سهم خود در زمان سپردهگذارى ضررى به صحّت آن نمىزند.
س 1927: آيا گذاشتن پول در حسابهاى سرمايهگذارى دراز مدت در بانکهاى دولتهاى غير اسلامى که دشمن مسلمانان هستند و يا با دشمنان مسلمين هم پيمان مىباشند، جايز است؟
ج: سپردهگذارى در بانکهاى دولتهاى غير اسلامى فىنفسه اشکال ندارد به شرطى که موجب افزايش قدرت اقتصادى و سياسى آنان که از آن بر ضد اسلام و مسلمين استفاده مىکنند نشود و در غير اين صورت جايز نيست.
س 1928: با توجه به اينکه بعضى از بانکهاى موجود در کشورهاى اسلامى مربوط به دولتهاى ظالم هستند و بعضى هم وابسته به دولتهاى کافر و بعضى هم متعلّق به مؤسسات خصوصى مسلمانان يا غير آنان هستند، انجام هر نوع معاملهاى با اين بانکها چه حکمى دارد؟
ج: انجام معاملاتى که از نظر شرعى حلال هستند با اين بانکها اشکال ندارد ولى معاملات ربوى و گرفتن بهره قرض نسبت به بانکها ومؤسسات اسلامى جايز نيست مگر آنکه سرمايه بانک متعلّق به غير مسلمانان باشد.
س 1929: بانکهاى اسلامى بر اساس مقررات به سرمايههايى که توسط صاحبان آنها در بانک گذاشته شده و بانک آنها را در زمينههاى مختلف اقتصادى که داراى سود حلال شرعى هستند بکار مىاندازد، سود مىدهند، آيا جايز است به همين صورت عمل کرده و پولى را به افراد مورد اعتماد در بازار بدهيم تا همانند بانکها آن را در زمينههاى مختلف اقتصادى بکار بيندازند؟
ج: اگر پرداخت پول به طرف مقابل به عنوان قرض باشد و شرط کند که هر ماه يا هر سال درصدى سود بگيرد، چنين معاملهاى از نظر تکليفى حرام است هرچند اصل قرض از نظر حکم وضعى صحيح است و سودى که در برابر قرض دريافت مىشود همان رباست که شرعاً حرام مىباشد، ولى اگر پول را به طرف مقابل بدهد تا آن را در کارى که شرعاً حلال است بکار بگيرد، به اين شرط که سهم معيّنى از سود حاصل از بکارگيرى آن در ضمن يکى از عقود شرعى به صاحب پول داده شود، چنين معاملهاى صحيح و سود حاصل از آن هم حلال است و در اين جهت فرقى بين بانک و اشخاص حقيقى و حقوقى وجود ندارد.
س 1930: اگر نظام بانکى ربوى باشد، قرض دادن به بانک از طريق سرمايهگذارى و يا قرض گرفتن از آن چه حکمى دارد؟
ج: سپردهگذارى در بانک به عنوان قرضالحسنه و يا قرض گرفتن از آن بهصورت قرضالحسنه اشکال ندارد ولى قرض ربوى بهطور مطلق از نظر حکم تکليفى، حرام است هرچند اصل قرض از نظر حکم وضعى صحيح مىباشد.
س 1931: مبلغى پول از بانک به عنوان مضاربه گرفتم، آيا جايز است از مال مضاربه براى خريد خانه استفاده کنم؟
ج: سرمايه مضاربه امانتى از طرف مالک آن در دست عامل است و او حق ندارد تصرّفى در آن کند مگر براى تجارت با آن به همان صورتى که توافق کردهاند، در نتيجه اگر آن را بهطور يکجانبه در کار ديگرى مصرف نمايد، در حکم غصب است.
س 1932: کسى که سرمايهاى را از بانک براى تجارت گرفته است، به اين شرط که بانک در سود با او شريک باشد، اگر اين فرد در کار خود زيان کند، آيا بانک هم با او در خسارت شريک است؟
ج: خسارت در مضاربه بر سرمايه و مالک آن وارد مىشود و از محل سود جبران مىگردد ولى اشکال ندارد که شرط کنند که عامل، ضامن تمام يا قسمتى از آن باشد.
س 1933: شخصى حساب پساندازى دريکى از بانکها افتتاح کرد و بعداز گذشت مدتى از افتتاح حساب، مقدارى سود به او تعلّق گرفت، گرفتن اين سود چه حکمى دارد؟
ج: در صورتى که اموال خود را به عنوان قرض و به شرط سود يا مبتنى بر آن و يا به قصد دستيابى به آن در حساب پسانداز گذاشته باشد، گرفتن آن جايز نيست، زيرا اين سود همان رباست که از نظر شرعى حرام است و در غير اين صورت گرفتن آن اشکال ندارد.
س 1934: در يکى از بانکها حسابى وجود دارد به اين صورت که اگر شخصى هر ماه مبلغ خاصى را به مدت پنج سال در بانک بگذارد و در آن مدت چيزى از آن برداشت نکند، بانک هم بعد از پايان آن مدت هر ماه مبلغ خاصى را به آن حساب واريز کرده و تا صاحب حساب زنده است به او مىدهد، اين معامله چه حکمى دارد؟
ج: اين معامله وجه شرعى ندارد، بلکه ربوى است.
س 1935: سپردههاى دراز مدت که درصدى سود به آنها تعلّق مىگيرد چه حکمى دارند؟
ج: سپردهگذارى نزد بانکها به قصد بکارگيرى آن در يکى از معاملات حلال و همچنين سود حاصل از آن اشکال ندارد.
س 1936: اگر انسان مبلغى پول از بانک براى کار خاصى بگيرد، در صورتى که گرفتن آن براى اين کار صورى باشد و هدف بدست آوردن پول جهت مصرف در يکى از امور حياتى ديگر باشد يا آنکه بعد از گرفتن پول تصميم بگيرد که آن را در امور مهمترى مصرف نمايد، اين کار چه حکمى دارد؟
ج: اگر دادن و گرفتن پول به عنوان قرض باشد، در هر صورتى صحيح است و آن پول ملک قرض گيرنده مىشود و مصرف آن در هر موردى که بخواهد صحيح است هرچند اگر شرط شده باشد که آن را در مورد خاصى مصرف کند، از نظر حکم تکليفى، واجب است به آن شرط عمل نمايد. ولى اگر دادن يا گرفتن پول از بانک مثلاً به عنوان مضاربه يا شرکت باشد، عقد در صورتى که صورى باشد، صحيح نيست. در نتيجه آن مبلغ در ملکيت بانک باقى مىماند و کسى که آن را گرفته، حق تصرّف در آن را ندارد و همچنين اگر در عقدى که پول را به عنوان آن از بانک گرفته قصد جدى داشته باشد، آن پول در دست او امانت است و جايز نيست آن را در غير موردى که به آن منظور گرفته است، مصرف نمايد.
س 1937: شخصى مبلغى را از بانک براى مضاربه گرفته است و بعد از مدتى اصل پول و سهم بانک از سود را بهطور قسطى به بانک برگردانده است، ولى کارمندى که مسئول دريافت اقساط او بوده آنها را براى خودش برمىداشته و بهطور صورى اسناد را باطل مىکرده و در برابر دادگاه هم به اين کار خود اعتراف کرده است، آيا هنوز پرداخت مال مضاربه بر عهده عامل است؟
ج: اگر اقساط با رعايت شرايط و مقررات پرداخت پول به بانک، پرداخت شده باشند و اختلاس اموال بانک توسط آن کارمند، ناشى از تقصير بدهکار در اجراى مقررات قانونى پرداخت بدهى نباشد، بعد از دادن اقساط او ضامن چيزى نيست بلکه کارمندى که مرتکب اختلاس شده ضامن است.
س 1938: آيا واجب است بانکها صاحبان حسابها را از جايزههايى که از طريق قرعه به آنان تعلّق گرفته مطلع نمايند؟
ج: تابع مقررات بانک است و اگر دادن جايزهها به صاحبان حسابها متوقف بر اين باشد که آنان را مطلع نمايند تا براى گرفتن آن مراجعه کنند، اعلام واجب است.
س 1939: آيا شرعاً جايز است مسئولين بانکها مقدارى از سود سپردههاى بانکى را به اشخاص اعمّ از حقيقى و حقوقى ببخشند؟
ج: اگر آن سودها ملک بانک باشد، در اين صورت تابع مقررات بانک است، ولى اگر متعلّق به صاحبان سپردهها باشد، حق تصرّف در آن براى سپردهگذاران است.
س 1940: بانکها هر ماه به سپردهگذاران در برابر سپردههاى آنان مقدارى سود و بهره مىدهند، با توجه به اينکه مقدار سود حتّى قبل از بکارانداختن سرمايهها در فعاليتهاى اقتصادى، معيّن است و صاحب سرمايه در خسارت ناشى از کار شريک نيست، آيا سپردهگذارى در اين بانکها به قصد دستيابى به آن سود جايز است يا اينکه به علت ربوى بودن چنين معاملاتى حرام است؟
ج: در صورتى که سپردن اين اموال به بانک به عنوان قرض و به قصد دستيابى به سود آن باشد، واضح است که اين همان قرض ربوى است که از نظر تکليفى حرام مىباشد و سود مورد نظر هم همان رباست که شرعاً حرام مىباشد، ولى اگر به عنوان قرض نباشد بلکه به قصد بکارانداختن پول توسط بانک در معاملات حلال شرعى باشد اشکال ندارد و تعيين مقدار سود قبل از شروع به کار با آن پولها و همچنين شريک نبودن صاحبان پولها در خسارتهاى احتمالى ضررى به صحّت قرارداد مذکور نمىزند.
س 1941: اگر مکلّف بداند که قوانين بانکى در مواردى مانند مضاربه و فروش قسطى، توسط بعضى از کارمندان بهطور صحيح اجرا نمىشود، آيا سپردهگذارى به قصد کسب سود براى او جايز است؟
اگر فرض کنيم، مکلّف علم پيدا کند که کارمندان بانک، پول او را در معامله باطلى بکار گرفتهاند، دريافت و استفاده از سود آن براى او جايز نيست ولى با توجه به حجم سرمايههايى که توسط صاحبان آنها به بانک سپرده مىشود و انواع معاملاتى که توسط بانک صورت مىگيرد و مىدانيم که بسيارى از آنها از نظر شرعى صحيح هستند، تحقق چنين علمى براى مکلّف بسيار بعيد است.
س 1942: شرکت يا اداره دولتى طبق توافقى که با کارمندان خود نموده، هر ماه مبلغ معيّنى از حقوق آنان را کسر کرده و آن را براى بکارگيرى در يکى از بانکها مىگذارد و سود حاصل را بين کارمندان به نسبت سرمايهگذارىشان تقسيم مىکند، آيا اين معامله صحيح و جايز است؟ و اين سود چه حکمى دارد؟
ج: اگر سپردهگذارى در بانک بصورت قرض دادن و همراه با شرط دريافت سود يا مبتنى بر آن و يا به قصد دستيابى به آن باشد، پسانداز کردن به اين صورت حرام است و سود آن نيز رباست که شرعاً حرام مىباشد، درنتيجه گرفتن آن و تصرّف در آن جايز نيست، ولى اگر به قصد حفظ مال يا امر حلال ديگرى باشد و دريافت سود شرط نشود و توقع دستيابى به آن را هم نداشته باشد و در عين حال بانک از طرف خودش چيزى به صاحب پول بدهد و يا سود در اثر بکارگيرى آن پولها در يکى از معاملات حلال داده شود، اين سپردهگذارى و دريافت مبلغ اضافى اشکال ندارد و ملک او محسوب مىشود.
س 1943: آيا صحيح است بانک براى تشويق مردم به سپردهگذارى در آن، به سپردهگذاران وعده بدهد که هر کس تا شش ماه از حسابش برداشت نکند، از طرف بانک به او تسهيلات بانکى اعطا خواهد شد؟
ج: دادن اين وعده و اعطاى تسهيلات توسط بانک به منظور تشويق سپردهگذاران اشکال ندارد.
س 1944: گاهى مبلغى اضافه بر آنچه که پرداخت کننده بايد بپردازد نزد کارمند بانک که مسئول دريافت وجوه قبض هاى آب و برق و غيره است باقى مىماند، مثلاً کسى که بايد هشتاد تومان بپردازد، صد تومان مىدهد و بقيه آن را نمىگيرد و مطالبه هم نمىکند، آيا جايز است کارمند مزبور آن مبلغ را براى خودش بردارد؟
ج: آن مبالغ اضافى مال صاحبان آن است که آن را پرداخت کردهاند و بر کارمند دريافت کننده، واجب است که آن مبالغ را به صاحبانشان در صورتى که آنان را مىشناسد برگرداند و اگر نمىشناسد درحکم مجهولالمالک هستند و جايز نيست آنها را براى خودش بردارد، مگر آنکه احراز نمايد که آنان مبالغ مزبور را به او بخشيده و يا از آن اعراض نمودهاند.
منبع : http://farsi.khamenei.ir/treatise-index
طی استفتایی که از مراجع عظام درخصوص محاسبه نرخ تورم در عقود قرض با هدف حفظ قدرت خرید انجام گرفته است، 7 تن از مراجع عظام نظر خود را در خصوص بازپرداخت قرض ،همراه با جبران کاهش ارزش پول اعلام کردند.
سوالاتی که از مراجع عظام در این رابطه صورت گرفته است بدین شرح است:
1- آیا قرض دهنده می تواند قدرت خرید پولشان را قرض دهد و به عبارت دیگر جبران کاهش ارزش پول قرض داده شده را شرط کند؟
2- آیا در معاملات بانکی می توان سپرده ای را طراحی کرد که سپرده گذار قدرت خرید پولش را به بانک قرض دهد و عند المطالبه قدرت خرید پولش را پس بگیرد؟
3- آیا بانک می تواند به متقاضیان تسهیلات بانکی قدرت خرید پول را وام دهد و آن را به صورت دفعی یا اقساطی پس بگیرد؟
4- در موارد فوق اگر پاسخ مثبت است آیا قرض دهنده و قرض گیرنده می توانند برای محاسبات قدرت خرید روی نرخ مشخصی مانند نرخ تورم که به صورت رسمی از طرف بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران اعلام می شود توافق کنند؟
پاسخ حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی:
بسمه تعالی
خیر. هیچ کدام از موارد جایز نیست. راه حل همان قانون بانکهاست که پول را به عنوان مضاربه و یا شرکت و یا مشارکت مدنی و امثال آنها بدهند و در سود حاصله شریک باشند.
پاسخ حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی:
بسمه تعالی
با توجه به اینکه وام دادن قدرت خرید در عرف بازار به معیار برای این امور است شناخته شده نیست، این کار اشکال دارد؛ ولی می توانند آنها پولی را که وام می دهند تبدیل به سکه کنند و یا تبدیل به ارزهایی که کمتر تغییر پیدا می کند. در این صورت مشکل حل می شود.
پاسخ حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی:
بسمه تعالی
جایز نیست و از شرع مقدس دلیلی بر آن نداریم و اشکالات فقهی و حقوقی آن زیاد است.
پاسخ حضرت آیت الله العظمی سیستانی:
بسمه تعالی
معامله مذکور ربا است و به هیچ وجه جایز نیست و می توانند برای رفع مشکل پولی را قرض بدهند که قیمت آن تغییر نکند و می توانند طلا و جواهرات را قرض دهند.
پاسخ حضرت آیت الله العظمی خامنه ای:
بسمه تعالی
ج1- نمی تواند و در صورت شرط، ربا محسوب می شود.
ج 2 و 3- عملیات بانکی که مطابق قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی و مورد تایید شورای محترم نگهبان، انجام گیرد، بی اشکال است.
ج4 - حکم آن معلوم شد.
پاسخ حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی
بسمه تعالی
ج 1 و 2 و 3 و 4 قرض به صورتهای مذکور جایز نیست.
پاسخ حضرت آیت الله العظمی موسوی اردبیلی:
بسمه تعالی
قرض و استقراض قدرت خرید پول که توسط بانک مرکزی مشخص می شود با قصد قرض دهنده و گیرنده اشکال ندارد.
منبع خبر: برنا
| |||
| |||
| |||
| |||
| |||
| |||
| |||
|
| |||
| |||
| |||
| |||
| |||
| |||
| |||
|
مسائل مرتبط با بانکداری بدون ربا در رساله حضرت امام خمینی (ره)
| |||
| |||
| |||
| |||
| |||
| |||
| |||
|
| |||
| |||
| |||
| |||
| |||
| |||
| |||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||
|
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از مركز خبر حوزه، آيتالله نوري همداني در ديدار مدير عامل بانك تجارت استان قم، با اشاره به شيوه بانكداري غرب و پيامدهاي منفي آن، اظهار داشت: با دو گناه در اسلام به شدت برخورد شده است، پيروي و گرايش به دشمنان اسلام كه سبب تسلط آنان بر جهان مي گردد و ربا كه سبب نابساماني هاي اجتماعي و اقتصادي مي شود. |
مجید قاسمی در مورد اینکه باید بانک قرض الحسنه داشته باشیم یا هیچ یک از بانکها نباید بانک قرض الحسنه را در سیستم خود با منابع مخلوط کنند، گفت: معتقدم می توانیم منابع قرض الحسنه را به صورت محدود یا قرض الحسنه اعطا کنیم و یا اجازه داریم به صورت مشخص سرمایه گذاری های مشخصی داشته باشیم، اما نمی توانیم تسهیلات ارائه کنیم.
دبیر کمیسیون اقتصاد کلان مجمع تشخیص مصلحت نظام یکی از مشکلات بانکها برای ایجاد بانک های قرض الحسنه را مدیریت منابع قرض الحسنه بانکها با سایر منابع آنها عنوان و تصریح کرد: در برخی مواقع که بانک ها با کمبود منابع مواجه می شوند، این منابع قرض الحسنه را در اعطای تسهیلات به کار می گیرند که این امر به لحاظ شرعی دارای اشکال است.
وی ادامه داد: این اشکال بسیار بیشتر از این است که ما در یک عقد اسلامی، در تسهیلاتی دچار اشتباه شویم، فرضا یک اشکال شرعی پیدا کنیم.
وی که مدیرعامل بانک پاسارگاد نیز است، ادامه داد: به همین دلیل نیز بانک پاسارگاد از ابتدای تاسیس خود تاکنون تبلیغی برای تجهیز منابع قرض الحسنه انجام نداده است. برهمین اساس نیز منابع قرض الحسنه این بانک نزدیک به صفر است، زیرا احساس کردیم اگر نسبت به جمع آوری این منابع اقدام کنیم دچار همان شرایطی می شویم که برخی بانکها شدند، یعنی دچار حرام می شویم و خلاف شرع عمل می کنیم.
وی اضافه کرد: این درحالی است که ما از ابتدا اعلام کردیم که باید بانک قرض الحسنه ایجاد کنیم، زیرا در شرع مقدس ما نیز به این نکته تاکید شده است و برای جامعه اسلامی به لحاظ تعاون عمومی و کمک به نیازمندان مدیریت مستقل منابع قرض الحسنه مفید است.
قاسمی با بیان اینکه بانک پاسارگاد ماهها قبل از اینکه بحث قرض الحسنه مطرح شود، تقاضای خود را به بانک مرکزی و وزارت امور اقتصادی و دارایی برای ایجاد بانک قرض الحسنه ارائه داده و منتظر پاسخ آنها است، افزود: اخیرا نیز که این بحث مطرح شده بانک مرکزی و شورای پول و اعتبار دستورالعملی برای ایجاد بانک های قرض الحسنه تهیه و ابلاغ کردند.
به گفته وی با این دستور العمل بانک قرض الحسنه شکل نخواهد گرفت، گرچه دارای اشکال نیست، به عبارت دیگر ماهیت قرض الحسنه ها غیر انتفاعی است.
دبیر کمیسیون اقتصاد کلان مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: با این دستور العمل بانک های قرض الحسنه ظرف مدت کوتاهی ( کمتر از دو سال) دچار زیان خواهند شد، بنابراین با این امر مردم در نزد بانکها پول خواهند گذاشت که پس از مدتی با زیان ده شدن بانک ها، حتی اصل پول خود را نیز دریافت نخواهند کرد.
وی با تاکید بر حمایت از بانک های قرض الحسنه در ابتدای کار، گفت: این حمایت ها از سپرده های قانونی بانک مرکزی البته نه با نرخ 17 درصد باید آغاز شود و اگر چنانچه این نرخ 17 درصد یا هر قیمت دیگری باشد باید در اوراق مشارکت به این منظور که بانک بتواند خود را اداره کند، سرمایه گذاری شود.
قاسمی همچنین با اشاره به هزینه های ایجاد شعب توسط بانک قرض الحسنه تصریح کرد: مگر می شود با این ابلاغیه بانک مرکزی، بانک قرض الحسنه اداره کرد، مگر اینکه این بانک ها دارای سپرده های قانونی کافی بوده و اجازه سرمایه گذاری درصدی از منابع خود را داشته باشند، تا بتوانند باقی مانده منابع خود را با نرخ اندک در اختیار نیازمندان قراردهند.
وی اضافه کرد: این اقدامات نیز تا زمانی که بانک ذخایر کافی ایجاد نماید و از توانایی های کافی برخوردار شود، باید ادامه یابد، بنابراین با این ابلاغیه بدون حمایت های اولیه بعید است که بتوان بانک قرض الحسنه موفقی را شکل داد.
دبیر کل کمیسیون اقتصاد کلان مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به این سوال که آیا این طرح فقط مشمول بانک های دولتی است، گفت: بانک های خصوصی نمی توانند در این مورد با بانک های دولتی مشارکت داشته باشند و باید مجوزهایی را برای این مورد اخذ می کردند و در ضمن بانک مرکزی اخیرا دستور العملی را به بانک های خصوصی ابلاغ کرده که ما را از ورود به این قضیه منع کرده است.
| ||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، اين حمله كه ساعت 9 صبح امروز به وقت عراق رخ داد به فرو ريختن كامل اين دو گلدسته منجر شده و به محض انتشار، خشم شيعيان جهان را برانگيخته است. |
-يا علي زماني بر اين مردم ميآيد که هيچکس از شر ربا در امان نميماند و اگر هم ربا خوار نباشد قوائي از ربا دامنگير او خواهد شد. به خدا قسم، ربا در بين اين امت مخفي تر و پنهانتر است از جاي رد پاي مورچه در صفا و مروه. بدترين رباها مسخره کردن و کوچک شمردن آبروي مؤمنان است. کسي که ربا را حلال بداند و آنرا بگيرد کافر است و قتلش واجب.
مستدرک جلد 2 صفحه 479
از امام جعفر صادف عليه السلام روايت است که فرمودند:
« اَخْبَثُالْمَکاسِبْ کَسْبُ الرً بوا» خبيث ترين و ناپاکترين کسب ها تجارت و معامله ربوي است و باز فرمودند: يک درهم ربا بدتر است در نزد خدا از سي بار زنا کردن آنهم با محارم و اين روايت حدود هفت مرتبه در کتاب وسائل الشيعه در باب ربا نقل شده است.
پيامبر اکرم (ص) در حديث 1050 نهج الفصاحه ميفرمايند:
اَلْآخِذُ وَالْمُعْطي سَواءٌ فِي الّربا. آنکه ربا ميدهد و آنکه ميگيرد در گناه برابرند.
پيامبر اکرم (ص) فرمودند:
- کسي که مي خواهد خداوند دعايش را مستجاب نمايد و غم واندوهش را برطرف نمايد، سعي و تلاش کند غم و اندوه اشخاص تنگدست را برطرف نمايد.
پيامبر اکرم (ص) فرمودند:
بهترين کارها آنستکه برادر مؤمن خويش را خوشحال سازي يا قرض او را بپردازي.
نهج الفصاحه حديث 386
پيامبـر اکرم (ص) فرمودند:
وقتي خداونـد اراده کند هلاک و نابودي قومي و ملتي را «ظَهَرَ بَيْنَهُمُ الرّبوا» ظاهر ميشود بين آنها رباخواري.
پيامبر اکرم (ص) فرمودند:
-هر مسلماني مالي را يکبار قرض دهد، مانند اينست که آن مال را دوبار صدقه داده باشد. و باز فرمودند: کسي که به بدهکارش مهلت يا فرصت دهد يا از او صرفنظر کند در سايه رحمت پروردگار قرار خواهد داشت.
پيامبر اکرم (ص) فرمودهاند:
خدا رشوه ده و رشوه گير و با آنکه ميان آنها واسطه ميشود لعنت ميکند.
نهج الفصاحه 2230
پيامبر اکرم (ص) ميفرمايند:
تاخير پرداخت دين، شمهاي از ظلم است.
نهج الفصاحه حديث 3116
پيامبر اکرم (ص) ميفرمايند:
اَحَبًُ الْاَعْمالِ اِليَ اللهِ مَنْ اَطْعَمَ مِنْ جُوعٍ، اَوْ دَفَعَ عَنْهُ مَغْرَماً، اَوْ کَشَفَ عَنهُ کَرْبا.
ً بهترين کارها در پيش خدا آن است که بينوائي را سير کنند، يا قرض او را بپردازند يا زحمتي را از او دفع نمايند.
نهج الفصاحه حديث 76
پيامبر اکرم (ص)ميفرمايند:
لعنت خدا بر رشوه ده و رشوه گير باد.
نهج الفصاحه 2228
پيامبر اکرم (ص)ميفرمايند:
هر گروهي که ربا ميانشان رواج گيرد بقحط مبتلا شوند و هر گروهي که رشوه ميانشان رواج گيرد به ترس دچار شوند. نهج الفصاحه 2693
پيامبر اکرم در حديث 1561 نهج الفصاحه ميفرمايد:
دِرْهَمُ رِباً يَؤکُلُهُ الرَّجُلُ وَ هُوَ يَعْلَمُ، اَشَدُّ عِنَداللهِ مِنْ سِتَّةٍ وَ ثَلاثينَ زَنْيَةً. يک درهم ربا که انسا ن دانسته گيرد در نظر خدا بدتر از سي و شش زنا است.
پيامبر اکرم در حديث 2608 نهج الفصاحه ميفرمايند:
ما اَحَدٌ اَکْثَرَ مِنَ الرّبا اِلّا کانَ عاقِبَةِ اَمْرِه اِلي قِلَّةِ.
هر که ربا فراوان خورد سرانجام او به فقر انجامد. بدان که ربا حرام است و از گناهان کبيره است و از گناهاني است که خداوند براي رباخوار وعده جهنم داده است و ربا در لسان همه پيامبران و کتب آسماني حرام ميباشد.
پيامبر اکرم در ضمن حديثي طولاني فرمود:
هرکس غم زدهاي را قرض دهد و در بازستاندن نيکور رفتار کند گناهش بخشيده ميشود.
حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمودند:
قرض دادن را بيشتر از صدقه دادن دوست دارم. و نيز حضرت فرمودند: خير بر چهار قسم است: 1- پرداخت بدهي. 2- عاريه دادن. 3- قرض الحسنه دادن. 4- مهماني که سنت پيامبر است.
حضرت امام رضا عليه السلام فرمودند:
اگر از شخصي طلبکاري و او را در مکه يا حرم يافتي از او مطالبه نکن و بر او سلام هم مکن که از تو خجالت نکشد. بحارالانوار جلد 130 ص 156
حضرت علي عليهالسلام در نهج البلاغه ميفرمايند:
- کسي که بر خدا توکل کند خدا او را کفايت کند و کسي که از خدا طلب کند و دعا کند، خداوند به او مرحمت مي فرمايد. و کسي که به خداوند قرض الحسنه دهد، حاجاتس برآورده ميشود.
حضرت علی (ع):
اِذا وَجَدْتَ مِنْ اَهْلِ الفاقَه مَنْ يَحْمَلُ لَکَ زادُکَ اِلي يَوْمِ القِيامه وَ يُوافيکَ بِه غَداً حَيْثُ تَحْتاجُ اِلَيْهِ. وَاغْتَنِمْ مَنِ اسْتَقْرَضَکَ فيها لِغِناک لِيَجْعَلَ في يَومِ عُسْرَتِک.
از سفارشات حضرت علي عليه السلام به فرزند بزرگوارشان حضرت اما محسن عليه السلام: زمانيکه اهل فقر را مشاهده کردي و او از تو تقاضائي کرد، به او مرحمت فرما، و کسي که از تو قرض بخواهد غنيمت شمار تا سرمايه اي باشد براي تو در روز عسرتت (يعني در روز قيامت).
در کتاب نهج البلاغه خطبه 156 حضرت علي عليه السلام مي فرمايند
رسول خدا (ص) به من فرمودند: اي علي اين مردم پس از من بوسيله ثروتشان مورد آزمايش قرار ميگيرند. 1- ديندار بودن خود را منتي بر خدا قرار ميدهند و با اينحال انتظار رحمت الهي را دارند. 2- از قدرت و خشم الهي خود را در امان ميبينند. 3- حرام او را با شبهات دروغين و هوسهاي غافلانه حلال ميشمارند. 4- شراب را « نبيذ» ميآشامند. 5- رشوه را به نام هديه ميگيرند. 6- ربا را به نام معامله حلال ميدانند.
رسول خدا (ص) فرمودند:
زمانيکه مرا به آسمانها بردند عدهاي را ديدم که ميخواهند از زمين بلند شوند نميتوانند، به طوري شکمشان بزرگ شده بود که قادر به نشستن و برخاستن نبودند، به جبرئيل گفتم: اينها چه کساني هستند جبرئيل عرض کرد:اينها ربا خوارانند.
رسول خدا فرمودند:
شبي که مرا به معـراج بردند و به بهشت سيـر دادنـد، بر در بهشت نوشتـه بود: «صدقه به ده برابر و قرض الحسنه هجده برابر» از جبرئيل سوال کردم چرا قرض الحسنه برتر از صدقه است؟ گفت چون قرض گيرنده بخاطر ناداري قرض ميگيرد، ولي صدقه گيرنده شايد محتاج نباشد.
قال رَسُول الله (ص):
ما مِنْ عَبْدٍ کانَتْ لَهُ نِيَّةٌ في اَداءِ دَينِه اِلّا کانَ لَهُ مِنَ اللهِ عَوْنٌ.
بندهاي که نيت اداء دين خويش را داشته باشد که آنرا نپردازد مانند دزدان در نزد خدا محشور ميشود.
نهج الفصاحه حديث 2685
لعن فرمودند رسول خدا (ص):
ربا و خورنده ربا و فروشنده ربا و مشتري ربا، و نويسنده ربا و دو شاهد آنها را.
منبع:
http://www.banknegar.com/forum/viewthread.php?forum_id=27&thread_id=205
| احكام سَفته، چك و معاملات بانكى |
«سفته» يا «فته طلب» (سند بستانكارى) سندى است كه به واسطه آن امضا كننده متعهد مىشود مبلغى را در زمان معين يا هنگام مطالبه در وجه شخص معيّن يا به حواله كرد او و يا در وجه حامل ادا نمايد و بر دو قسم است:
اوّل: «سفته حقيقى» كه شخص بدهكار در مقابل بدهى خود، آن را به طلبكار مىدهد.
دوم: «سفته دوستانه» كه شخص به ديگرى مىدهد بدون آن كه در مقابل به او بدهكارى داشته باشد.
(مسأله 2568) اگر كسى سفته حقيقى را از بدهكار بگيرد تا با ديگرى به مبلغى كمتر مبادله كند، اگر به صورت قرض باشد، حرام و باطل است و اگر به صورت معامله و خريد و فروش باشد، حرمت آن معلوم نيست و اقوى جواز آن است.
(مسأله 2569) سفته پول نيست و معامله به خود آن واقع نمىشود بلكه پول، اسكناس است و معامله با آن واقع مىشود و سفته، برات و قبض است و چكهاى تضمينى كه در ايران متداول است، مثل اسكناس، پول است و خريد و فروش نقدى و بدون مدّت آن به زياد و كم مانعى ندارد.
(مسأله 2570) كسى كه سفته در دست اوست، اگر از شخص پول قرض كند و سفته بدهد كه در موعد مقرّر، بيشتر از آنچه قرض نموده بگيرد، ربا و حرام است و اگر به صورت قرض نباشد و به قصد معامله باشد، اشكال ندارد.
(مسأله 2571) سفته دوستانه را - كه صادر كننده به ديگرى مىدهد تا نزد شخص ثالثى تنزيل كند و شخص ثالث در موعد مقرر، حقّ رجوع به صاحب سفته كه شخص اوّل است، داشته باشد - به اين وجه مىتوان تصحيح نمود كه دادنِ سفته دوستانه به شخص دوم به اين خاطر است كه با شخص ثالث معامله كند و شخص سوم هم حق رجوع به دومى را داشتهباشد؛ و اين موجب دو امر است: يكى آن كه به واسطه دادنِ سفته، گيرنده نزد سومى صاحب اعتبار مىشود، از اين جهت با خود او معامله مىكند و شخص دوم به شخص سوم بدهكار مىشود. دوم: آن كه به واسطه معهود بودن در نزد اين اشخاص، شخص اوّل ملتزم مىباشد كه اگر شخص دوم مقدار معلوم را ندهد، او آن را پرداخت نمايد، بنابر اين پس از معامله، شخص ثالث در موعد مىتواند به شخص دوم رجوع كند و اگر او نداد، به شخص اوّل رجوع كند و شخص اوّل اگر پرداخت كرد، به شخص دوم رجوع مىكند، و چون اين امور معهودند، قراردادهاى ضمنى محسوب مىشوند و مانعى ندارند.
(مسأله 2572) اگر طلبكار، چه بانكها و چه غير آنها، براى تأخير بدهكارى چيزى از بدهكار بگيرند، در صورتى كه طلب، پول اسكناس باشد و بدهكار عمدا بدهى خود را تأخير بيندازد و با تأخير انداختن موجب اتلاف مقدارى از ماليّت آن شود، حرمت آن محلّ تأمّل است.
(مسأله 2573) در انواع اسكناس، مثل دينار كاغذى و دلار و ليره تركى و ساير پولها، رباى غير قرضى تحقّق پيدا نمىكند و معاوضه نقدى بعضى از آنها با بعض ديگر به زياده و كم جايز است، و همچنين اقوى صحّت معاوضه بعضى از آنها با بعض ديگر است به زياده و كم، اگرچه به حساب مدّت باشد، امّا رباى قرضى در تمام آنها تحقّق پيدا مىكند و قرض دادن ده دينار به دوازده دينار و مانند آن جايز نيست.
(مسأله 2574) اگر در مقابل طلبى كه از كسى دارد سفته يا چك مدّتدار داشته باشد و بخواهد مقدارى از طلب خود را پيش از موعد آن گذشت كند و بقيّه را از خود بدهكار دريافت نمايد، مانعى ندارد و به اين عمل «اِسْكُنْتْ» مىگويند.
(مسأله 2575) كسى كه سفته را امضا مىكند - اگر قصد ضمان كند و شرايط ضمان مراعات شده باشد - ضامنِ شخص وام گيرنده است، و بانك يا طلبكار ديگر حق دارد به او رجوع نمايد و او ملزم به پرداخت بدهى خواهد بود.
| معاملات بانكى |
(مسأله 2576) دريافت سود سپردههاى كوتاه يا بلند مدّت كه افراد واقعا به عنوان مضاربه به بانكها يا مؤسّسات خصوصى مىسپارند اگر بانكها واقعا با پول افراد تجارت نمايند و افراد به صورت ماهانه مبلغى را نه بعنوان سود ثابت، بلكه علىالحساب دريافت كنند، اشكال ندارد ولى چنانچه بر اساس سود ثابت دريافت كنند، مضاربه باطل است، مگر اين كه سود ثابت را در ضمن عقد مضاربه شرط كرده باشند.
(مسأله 2577) آنچه اشخاص از بانكها به عنوان وام يا غير آن مىگيرند، در صورتى كه معامله به وجه شرعى انجام بگيرد، حلال است و مانعى ندارد، اگرچه بدانند كه در بانكها پولهاى حرامى وجود دارد و احتمال بدهند پولى كه گرفتهاند از حرام باشد، ولى اگر بدانند پولى كه گرفتهاند يا مقدارى از آن حرام است، تصرّف در آن جايز نيست و اگر نتوانند مالك آن را پيدا كنند، بايد با اذن مجتهد جامعالشرايط معامله مجهول المالك با آن بكنند، و در اين مسأله فرقى ميان بانكهاى خارجى و داخلى و دولتى و غير دولتى نيست.
(مسأله 2578) اگر سپردههاى بانكى به عنوان قرض باشند و سودى براى آنها مقرر نشود، تصرف در آنها براى بانكها جايز است و اگر سودى قرارداد شود، قرارداد سود حرام و باطل است ولى اصل قرض صحيح است و بانكها مىتوانند در آنچه مىگيرند تصرّف كنند.
(مسأله 2579) در قرار سود كه موجب رباست، فرقى نمىكند كه صريحاً قرارداد شود يا بناى طرفين در حال قرض به گرفتن سود باشد، پس اگر قانون بانك آن باشد كه براى قرضهايى كه مىدهند سود بگيرند و قرض مبنى بر اين قانون باشد، حرام است.
(مسأله 2580) تصرف بانك در سپردههاى موجود در آن كه به عنوان وديعه و امانت است، اشكال ندارد.
(مسأله 2581) جايزههايى كه بانكها يا غير آنها براى تشويق قرض دهنده مىدهند يا مؤسسات ديگر براى تشويق خريدار و مشترى با قرعه كشى مىدهند، حلال است و چيزهايى كه فروشندهها براى جلب مشترى و زياد شدن خريدار در داخل جنسهاى خود مىگذارند، مثل سكّه طلا در قوطى روغن و چاى، حلال است و اشكال ندارد.
(مسأله 2582) حوالههاى بانكى يا تجارى كه به آنها «صرف برات» گفته مىشود، جايزند پس اگر بانك يا تاجر پولى را از كسى در محلّى بگيرد و حواله بدهد كه از بانك يا طرف آن در محلّ ديگر آن پول را دريافت كند و در مقابل اين حواله از دهنده چيزى بگيرد، مانعى ندارد و حلال است، مثلاً اگر هزار تومان در تهران به بانك بدهد و بانك حواله بدهد كه شعبه اصفهان هزار تومان را به اين شخص بپردازد و در مقابل اين حواله، بانك تهران ده تومان بگيرد، اشكال ندارد واگر بانك هزار تومان بگيرد و نهصد و پنجاه تومان حواله بدهد تا از محلّ ديگر دريافت كند اشكال ندارد، چه آن پول را كه بانك مىگيرد به عنوان قرض بگيرد يا به عنوان ديگر و در فرض مذكور اگر زيادى را به عنوان حق العمل بگيرد نيز اشكال ندارد.
(مسأله 2583) اگر بانك يا مؤسسه ديگرى، پولى به شخصى بدهد و حواله كند كه اين شخص پول را در محلّ ديگرى به شعبه بانك يا طرف خود بپردازد و مقدارى به عنوان حقّالزّحمه بگيرد، اشكال ندارد و همين طور اگر به عنوان فروش اسكناس به زيادتر باشد، مانعى ندارد، و اگر قرض بدهد و قرار سود بگذارد، حرام است - اگرچه قرار سود صريح نباشد و قرض مبنى بر آن باشد - ولى اصل قرض صحيح است.
(مسأله 2584) بانكهاى رهنى و غير آنها اگر با قرار سود قرض بدهند و چيزى را رهن بگيرند كه در سرِ موعد اگر بدهكار بدهى خود را نپرداخت بفروشند و مال خود را بردارند، اين قرض با قرار نفع حرام است و قرار نفع باطل است، ولى اصل قرض و رهن و وكالت در فروش صحيح است، و براى بانك جايز است آن را بفروشد و اگر كسى آن را بخرد مالك مىشود، و اگر قرار نفع نباشد و حقّالزّحمه بگيرد و در مقابل قرض رهن بگيرد، مانعى ندارد و با مقرّرات شرعيّه، فروش رهن و خريد آن مانعى ندارد.
![]()
ج: سؤال درست روشن نيست كه آيا معامله به عنوان قرض گرفتن و وثيقه قرار دادن منزل صورت گرفته است يا به عنوان بيع شرط؟ در صورت اول منزل در ملك مالك خود باقى است و پس از پرداختن بدهى، خود مالك استرداد آن را دارد و در صورت دوم اگر پس از پرداخت قرض خود بيع مذكور را در صورتى كه در مدت خود فسخ نموده است ملكيت منزل به بدهكار بر مىگردد.
س562: ايا فروش چكى كه مربوط به ديگرى است به فردى به كمتر از مبلغ چك صحيح است؟
ج: اگر اين چك در مقابل جنسى است كه قبلاً فروخته شده و قيمت آن در ذمه مانده است اشكال ندارد.
س563: آيا صحيح است كه انسان چك يا سفته به فردى بدهد و به وى بگويد مبلغ اين مقدار قرض به من بده، بعد از وصول چك يا سفته طلب خود را بردار و اين مبلغ هم بابت حق الزحمه خودت كه چك را از بانك گرفتهاى باشد؟
ج: اگر چك صورى است و يا وسيلهاى براى رباخوارى است اشكال دارد.
س564: شخصى مراجعه و اظهار مىدارد يك فقره چك از شخصى دارم كه براى مدّت 3 ماه ديگر است لذا مىخواهم آن را به قيمت كمتر نقد بفروشم و شخصى كاسب اين كار را انجام مىدهد. آيا اين عمل شرعى است يا خير؟
ج: اگر آن چك در برابر كالائى است كه به آن شخص داده است و نيز تبانى قبلى براى رباخوارى نباشد اشكال ندارد.
س565: آيا خريد و فروش سفته به كمتر از مقدار آن صحيح است؟
ج: در صورتى كه سفته و چك صورى نيست و در مقابل دينى است كه در ذمّه ثابت است و تبانى قبلى نيز كه وسيله رباخوارى احياناً مىشود در بين نباشد خريد و فروش به كمتر از مقدار آن جائز است.
س566: در ميان مردم خريد و فروش چك يا خرد كردن آن به كمتر از مبلغ چك رايج است، مثلاً گاهى شخصى داراى حساب بانكى است - چكى دارد - بنا به دلايلى صاحب چك ناچار است از كسى قرض نمايد، آيا مىتواند مبلغ مورد نياز را يكساله يا كمتر و بيشتر از طرف مقابل به زيادتر از موجودى چك بخرد و چك را براى يكساله بعد بنويسيد و به او بدهد؟ و اضحتر عرض كنم افرادى هستند شغلشان هيمن است كه چك خرد كنند و ثرت زيادى از اين طريق هم جمع كردهاند سؤال اين است كه، از نظر شرعى ربا محسوب مىشود و حرام است؟ يا اينكه راههايى وجود دارد كه اين را از عنوان ربا خارج كند؟
ج: خريد و فروش پول و چك جائز نيست. بلى اگر كسى در ذمه شخصى طلب دارد، متاعى فروخته و از او چك گرفته، در اين صورت مىتواند آن چك را كه حاكى از ما فى الذمه است بفروشد و در مورد اخير نيز نبايد با تبانى قبلى باشد كه موجب ربا باشد.
س567: عقد بيعى بين بايع و مشترى انجام شده و مشترى بابت بخشى از ثمن معامله چند چك بانكى به بايع داده و در مبايعه نامه شرط شده: «اگر هر كدام از چكها وصول نگردد مبايعه نامه فسخ مىباشد» بايع در س رسيد چك جهت وصول به بانك مراجعه مىنمايد لكن به علت كسر موجودى چك برگشت مىشود و بانك هم گواهى صادر مىنمايد، على هذا بايع اعلام فسخ كرده و وجوده دريافتى را به حساب بانكى خريدار واريز نموده و به مشار اليه اطلاع مىدهد، لكن خريدار پس از مدتى كه قيمتها نوسان پيدا كرده مدعى است كه در ساعات اوليه كس موجودى داشته و در ساعات بعد موجودى حساب تكميل شده است نظر مبارك را بيان فرماييد كه آيا شرط فسخ با برگشت چك محقق شده است؟
ج: در مسأله فوق سؤال ميزان عرف معاملات و بازار است اگر متعارف در بين مردم در معاملت و مطالبات بودن و نبودن موجودى در ساعات اوليه است شرط فسخ محقق شده است و چنانچه ميزان نبودن موجودى تا آخرين ساعت است شرط فسخ محقق نشده است.
س568: معامله ملك مرهونه، در صورتى كه مشترى آگاه به وجود رهن نباشد ولى مدتى بعد از تنظيم سند عادى، اطلاع از اينكه مورد معامله در رهن بانك مىباشد حاصل نمايد و بانك مرتهن بعد از تاريخ انجام معامله عادى فوق، كتباً عدم رضايت خود را از انجام معامله مذكور اعلام داشته و مشترى هم از مفاد عدم رضايت بانك ياد شده اطلاع حاصل نموده است، با اوصاف مذكور معامله خانهاى كه در رهن قرار داشته صحيح و مشروع واقع شده است يا خير؟
ج: در فرض مذكور معامله باطل است.
س569: چنانكه مشترى بعد از اعلام عدم رضايت بانك مرتهن بر انجام معامله ملك مرهونه اقدام به پرداخت بدهىهاى راهن به بانك مرتهن نموده باشد، اين اقدام مشترى آيا مىتواند محملى بر صحت معامله سابق قرار گيرد يا خير؟
ج: بعد از اعلام رضايت از طرف مرتهن معامله مذكور باطل مىشود و پسس از اينكه رضايت مرتهن را جلب كرد لازم است معامله مجدد صورت بگيرد.
س574: آيا فروش اسكناس به اسكناس به صورت نقد و اقساط مثلاً فروش يكصد هزار تومان نقد به يكصد و ده هزار تومان به طور اقساط ده ماهه صحيح است يا خير؟ و آيا فرقى هست بين اين كه هدف از اين معامه فرار از ربا باشد يا نباشد؟
ج: جائز نيست
س576: افرادى كه صندوق قرض الحسنه دارند تا چه اندازه مىتوانند از متقاضى وام بابت كارمزد وجهى دريافت دارند، آيا مىتوان تمام مخرج مانند كرايه مغازه و حقوق كارمندان و... را محاسبه كرد يا خير؟
ج: به اندازهاى كه متعارف باشد به عنوان اجرة المثل مىتوان محاسبه كرد.
س578: با توجه به اينكه ربا در معامله نقدين است زياده گرفتن در اسكناس آيا جائز است؟
ج: جائز نيست.
احكام مضاربه:
س600: شخصى مبلغ صد هزار تومان به يك نفر كاسب مىدهد و شرط مىكند كه هر ماه پنج هزار تومان بدهد، آيا گرفتن پول مذكور جايز است؟
ج: چنانچه عنوان مضاربه باشد و اطمينان داشته باشند كه اين مقدار سود حاصل مىشود، و اين مبلغ را به عنوان قرض بگيرد تا بعداً به حساب سود برسند و پولهايى كه به عنوان قرض گرفته است از سهم سود او محسوب بدارند مانعى ندارد.
س601: شخصى به تاجرى مىگويد من مبلغى دارم كه نمىتوانم با آن كسب نمايم، لذا چون به شما اطمينان دارم، آن را به شما مىدهم تا با آن كسب و كار نماييد و مشخص كنيد حداقل سود و حداكثر آن ماهيانه چقدر است، لذا تاجر مبلغ سود را مشخص و شخص مذكور را مىپذيرد، آيا اين عمل شرعى است يا خير؟
ج: به اين صورت صحيح و مشروع نيست، شرائط مضاربه در توضيح المسائل ذكر شده است.
س602: اگر شخصى مثلا سه ميليون پول را كد داشته باشد و فرد ديگرى از او درخواست كند كه آن پول را در اختيار او گذاشته تا به كار و تجارت پرداخته و ماهيانه مبلغى را به عنوان سود به مالك پول پرداخت كند يا اين نوع كسب در آمد براى مالك پول مجاز و حلال است و يا حكم ربا دارد؟
ج: اگر به عنوان مضاربه بشد كه شرح آن در رساله مذكور است جائز است و مبلغى را كه ماهيانه به شما مىدهند اگر به عنوان قرض بدهد و بعداً از سودى كه در مضاربه از سهم شما بوجود مىآيد كسر كند اشكال ندارد و اگر نه ربا است و حرام است.
س603: پولى كه شخصى به شخص ديگر مىدهد تا با آن كار كند، صود حاصله چه مسئلهاى دارد؟
ج: به طور مضاربه كه در رساله توضيح المسائل ذكر شده است، اشكال ندارد.
س604: به استحضار مىرساند اينجانب زنى پير و از كار افتاده هستم كه مبلغى پول را كه تنها سرمايه من است به يك نفر راننده ماشين سنگين دادهام البته اين آقاى راننده چون خودش سرمايه كافى براى خريد ماشين نداشته است با گرفتن پول از افراد مختلف و از جمله بنده، توانسته است ماشين را تهيه كند. در عوض از محل در آمدى كه از ماشين دارد ماهيانه مبلغى را به اينجانب و ساير كسانى كه به او پول دادهاند پرداخت مىكند. يعنى ايشان درآمد ماهيانه كل خود را پس از برداشتن خرج ماشين و حقوق راننده، به نسبت سهم پول هر كس در كل ماشين محاسبه و به ما پرداخت مىكند، وقتى هم كه ماشين به خاطر انجام تعميرات كار نكند يا آنكه درآمدى نداشته باشد چيزى به ما پرداخت نمىشود.
حال با توجه به عرايض فوق و نظر به اينكه اينجانب استفاده ديگرى از سرمايه خودم نمىتوانم بكنم آيا اين درامدى كه از ماشين مذكور دارم حلال است؟
ج: در صورتى كه از مجموع پولهاى شما به نسبت پولها ماشين را براى همه شما خريده و از طرف شما وكالت دارد كه با ماشين كار كند و كرايه بگيرد و هر ماه پس از كسر مخارج ماشين و حقوق خود كرايه را مابين شما به نسبت تقسيم كند حلال است.
خريد وفروش چك
س 425 - آيا خريد و فروش چكى كه راجع به بدهى واقعى است جايز است يا خير؟
ج: خريد و فروش چكى كه براى خريد اجناس و كالا داده شده و معامله جدّى صورت گرفته مانعى ندارد.
س 426 - اگر شخصى چكى را كه مبلغ آن معين است به طلبكار و يا شخصى ثالث به كمتر يا بيشتر بفروشد ربا است يا خير؟
ج: اگر چك در مقابل خريد كالا و معامله جدّى صورت گرفته باشد فروش چك به مبلغ بيشتر يا كمتر مانعى ندارد.
س 427 - آيا چكهاى مدت دار را مىشود نقداً به قيمت كمتر از چك خريد و فروش كرد؟ مثلاً چك يكصد هزار تومانى كه زمان وصولش يك ماه ديگر است را نقداً به 90 هزار تومان فروخت؟
ج: اگر قبلاً جنسى فروخته شده و اين چك پولى است كه در ذمّه مشترى است، اين نوع چك را مىشود به قيمت كمتر فروخت ولى اگر چك صورى است جايز نيست، آنرا به كمتر بفروشند.
س 428 - شخصى جنس خود را بصورت نسيه معامله مىكند و در قبال آن چك مدّت دار دريافت مىنمايد وليكن قبل از تحويل جنس به هر دليل معامله به هم مىخورد و معامله دوّمى صورت مىپذيرد به اين نحو كه همان چك مدّت دار به كمتر از مبلغ قيد شده در آن ولى بصورت نقد به همان شخص مذكور فروخته مىشود. آيا اين نوع معامله معامله ربوى بوده و اشكال دارد؟
ج: در مفروض سؤال كه معامله به هم خورده معامله چك باطل است بلى اگر كسى در ذمّه شخصى طلبى دارد و به او متاعى فروخته و از او چك گرفته كه اين چك حاكى از ما فى الذّمه است مىتواند چك را كمتر يا بيشتر بفروشد بشرط اينكه تبانى قبلى نداشته باشند.
س 429 - نقد كردن چك مدت دار با كسر مبلغ كه در بازار به عنوان خرد كردن چك معروف است چه حكمى دارد؟
ج: اگر چك صورى نباشد و در برابر طلب واقعى باشد مىتواند آن را به كمتر از مبلغ بفروش برساند.
احكام بانكها
س 465 - درباره ماهيت حسابهاى بانكى از نظر اسلام؛ بفرمائيد:
الف: آيا در بانكها اعتبار و ارزش قراردادى پول به نام اشخاص ثبت و جابجا مىشود يا به عين اسكناس اجازه در تصرف داده مىشود؟
ج: به عين اسكناس بعنوان وكالت اجازه تصرف داده مىشود.
ب: آيا حكم شكلهاى مختلف حسابهاى بانكى (جارى، سپرده ثابت، مشاركتهاى بانكى و...) يكسان است؟
ج: از نظر اينكه صاحبان پول، متصديان بانكها را وكيل مىكنند كه از اين وجوه در فعاليتهاى اقتصادى بكارگيرند يكسان مىباشند.
ج: حكم سودهاى على الحساب كه در مشاركتهاى بانكى به سپردهگذارى پرداخت مىشود چيست؟
ج: اگر متصديان بانكها را وكيل كنند كه از آن پولها در فعاليتهاى اقتصادى بكار گرفته شود و مبلغى از منافع را به صاحبان پول بدهند مانعى ندارد.
د: حكم جوائز و هدايائى كه بانك به سپرده گذارى پرداخت مىكند چيست؟
ج: اشكال ندارد.
س 466 - وام دريافتى از بانك و بازپرداخت آن چه حكمى دارد؟
ج: در صورتى كه طبق مقررات بانك گرفته باشد مانعى ندارد.
س 467 - با توجه به اينكه ظاهراً در قوانين فعلى در مورد عدم انجام تعهد در موعد مقرر براى جبران خسارت نسبت به اصل بدهى، بميزان 12 درصد بعنوان خسارت تأخير پيش بينى شده است و ظاهراً بانكها آن را عمل مىكنند. آيا اين خسارت شرعاً رباست؟
ج: در صورتى كه طبق مقررات مربوطه بانكها عمل شود بايد خسارت پرداخت شود.
س 468 - بانك براى تهيه ماشين آلات و مواد اوليه وامى بصورت زير در اختيار صاحب كارگاه قرار مىدهد. جنس مورد نياز را بايد صاحب كارگاه انتخاب نمايد و فروشنده را به بانك معرفى كند، بانك با خريد نقدى جنس مذكور از فروشنده، آن را بصورت اقساط به صاحب كارگاه به زياده مىفروشد. سؤال اينست كه اگر شخص نياز به جنس مذكور ندارد و فقط براى گرفتن پول از بانك فاكتور صورى از فروشنده به بانك ارائه مىدهد و پولى را كه بانك به فروشنده بابت فاكتور مىپردازد از او مىگيرد.
1 - در صورتيكه مسئولين بانك علم به صورى بودن فاكتور داشته باشند پرداخت وجه چه صورتى دارد؟
2 - در صورتيكه مسئولين بانك علم به صورى بودن فاكتور نداشته باشد چه صورتى دارد؟
3 - دادن فاكتور صورى توسط فروشنده و دريافت وجهى در مقابل آن، جهت دريافت وام چگونه است؟
4 - دريافت اينگونه وام صورى و پرداخت زياده در مقابل آن، ربا محسوب مىشود يا خير؟
ج: پرداخت وام توسط مسئولين بانكهادر صورت دوم صحيح است ولى صورت اوّل و سوّم اشكال دارد و صورت چهارم ربا مىباشد.
س 469 - خريد سهام بانكها و مؤسسات اعتبارى پولى كه در بعضى موارد مرتكب ربا مىشوند چگونه است؟
ج: در صورتى كه خصوصيّات سهام و مؤسسات اعتبارى معلوم و مشخص باشد خريد آن اشكال ندارد و ارتكاب ربا در بعضى موارد موجب بطلان معاملهاى كه اركان معامله در آن محقَّق است و علم به تحقّق ربا در آن حاصل نشده است نميشود.
س 470 - با توجه به اينكه بانكهاى جمهورى اسلامى قانوناً موظف هستند كه تحت يكى از عناوين عقود اسلامى پول در اختيار متقاضيان قرار دهند، چنانچه قرار داد بجهتى باطل باشد تكليف گيرنده و كارمند بانك را تعيين فرمائيد كه آيا كارمند و رؤساى بانك مجاز به پرداخت وام غير مشروع هستند يا خير؟ و گيرنده حقِّ تصرّف در پول دارد يا خير؟
ج: بنا بر آنچه كه در پاسخ يكى از سؤالات آن مركز محترم گفتيم بنظر ما پولهائى كه در اختيار بانكها گذاشته مىشود تا در مجارى اقتصادى مشروع بكار بيندازند بعنوان وكالت بانكها از طرف صاحبان پول است و پولها در مُلك صاحبان پول باقى است.
بنابراين كارمند و رؤساى بانكها مجاز به پرداخت وام غير مشروع نيستند و گيرنده نيز در صورت علم به بطلان و غير مشروع بودن، حق تصرّف در پول را ندارد.
س 471 - استخدام در بانكهائى كه بعضاً كار ربوى دارند، براى كار ربوى و غير ربوى چه صورت دارد؟
ج: دخالت و كمك به معامله ربوى به هر شكلى كه باشد حرام است.
سود بانكها
س 472 - آيا سود گرفتن از بانكِ مسلمانان جايز است؟ از غير مسلمانان چطور؟
ج: در صورتى كه بانك را وكيل خود نمايد تا متصديان بانك پولهائى را كه از اشخاص مىگيرند در جريانهاى اقتصادى بكار اندازند و سود حاصله را بين خود و صاحبان سرمايه پول تقسيم كنند، گرفتن سود مانعى ندارد و سود گرفتن از غير مسلمانان اشكال ندارد.
س 473 - در وامهاى جعاله كه قانوناً بانك موظف است مورد قرار داد را انجام دهد، بانك فقط پول در اختيار جاعل قرار مىدهد و از او مىخواهد كه بوكالت از طرف بانك كار خود را انجام دهد و بعداً علاوه بر پول دريافتى مبلغى بعنوان حق الجعاله به بانك بپردازد كه در حقيقت جاعل شخصاً مورد جعاله را با پول بانك به انجام رسانده و حق الجعاله را بانك دريافت مىدارد، بفرمائيد اينگونه قرار داد صورت شرعى دارد يا خير؟
ج: دادن پول به بانكها و گرفتن پول توسّط بانكها از صاحبان پول بعنوان جعاله نيست و موازين جعاله در اين مورد متمّشى نيست و ما رابطه صاحبان پول با بانكها را بر اساس عنوان ديگرى مىدانيم كه در توضيح المسائل در صفحه 606 ذكر كردهايم.
س 474 - در وام مسكن، بانك نيمى از خانه مشترى را به مبلغى مىخرد و بعد از پايان كار سهم خود را بصورت اقساط و به مبلغى زيادتر به او مىفروشد و بعضاً انتقال بصورت رسمى در محضر هم انجام مىگيرد. لكن در مواردى ديده شده كه مشترى متوجّه اين خريد و فروش نشده يا قصد جدّى در معامله نداشته، بفرمائيد در اين صورت پرداخت زياده به بانك جايز است يا خير؟ و تصرف مشترى در پول دريافتى چه صورت دارد؟
ج: در معامله توجه و قصد جدّى لازم است و الاّ معامله باطل است و در گرفتن وام از بانك اگر به آنچه كه در پشت ورقه بانكى نوشته شده است عمل شود و معامله بر آن اساس انجام بگيرد در اين صورت دادن سود به بانك اشكال ندارد.
س 475 - گذاشتن پول در بانكهاى خارجى و دريافت سود از آنها چه صورتى دارد؟
با فرض جواز دريافت سود از بانكهاى خارجى، از آنجا كه پس انداز در بانكهاى خارجى موجب تقويت كفار و سلطه اقتصادى آنان و تضعيف اقتصاد كشورهاى اسلامى مىگردد حكم مسئله چگونه است؟
ج: در صورتى كه موجب سلطه اقتصادى بر كشورهاى اسلامى و يا تضعيف اقتصادى كشورهاى اسلامى شود حرام است.
جوائز بانكها
س 476 - گرفتن جوائز بانكها در دو صورت (افتتاح حساب مشروط به شركت در قرعه كشى، و بدون شرط) چه حكمى دارد؟
ج: بانكها براى اينكه افتتاح كنندگان حساب با آنها افزايش پيدا كند مىخواهند براى جلب و تشويق آنها مبلغى را بعنوان هبه به آنها بدهند ولى چون نمىخواهند يا نمىتوانند به همه آنها هبه كنند لذا با اقدام به قرعه كشيدن به كسانى كه قرعه به نام آنها اصابت مىكند جائزه مىدهند (جائزه يك نوع هبه است) بر اين اساس، جوائز بانكها در هر دو صورت مذكور در فوق اشكال ندارد.
س 477 - افتتاح حساب قرض الحسنه در بانكها مشروط به شركت در قرعه كشى، و بدون شرط چه حكمى دارد؟
ج: اگر شرط مربوط به افتتاح حساب است و به قرض مربوط نيست اشكال ندارد.
|
سلام عليكم |
بسمه تعالي |
| فرستاده شده در تاريخ : چهارشنبه 26 مهر 1385 ... به سوال شرعی و فقهی(3394) |
|
بنام خدا |
بسمه تعالي |
| فرستاده شده در تاريخ : دوشنبه 7 فروردين 1385 ... به سوال شرعی و فقهی(1470) |
|
آيا سپرده گذاري جهت اخذ وام ربا محسوب مي شود يا خير ؟ |
بسمه تعالي |
| فرستاده شده در تاريخ : سه شنبه 27 تير 1385 ... به سوال شرعی و فقهی(2261) |
|
مرجع محترم تقلید |
بسمه تعالي |
| فرستاده شده در تاريخ : سه شنبه 30 خرداد 1385 ... به سوال شرعی و فقهی(1990) |
|
سلام علیکم |
بسمه تعالي |
| فرستاده شده در تاريخ : شنبه 6 خرداد 1385 ... به سوال شرعی و فقهی(1772) |
|
باسلام |
بسمه تعالي |
| فرستاده شده در تاريخ : يکشنبه 9 بهمن 1384 ... به سوال شرعی و فقهی(1239) |
|
در قران كريم آمده است كه از تيرهاي قرعه ( قرعه كشي ) دوري كنيد .پس چرا در كشور ما بانكها قرعه كشي مي كنند و به افراد جايزه مي دهند ؟ و در ماجراي حضرت يونس در سنگين شدن كشتي و به آب انداختن يكي از آنها در بين خودشان قرعه كشي مي كنند و حضرت يونس |
بسمه تعالي |
| فرستاده شده در تاريخ : جمعه 6 مرداد 1385 ... به سوال عقایدی(2371) |
جوايز بانكها
جوايز بانكها تحت چه عنوان فقهى است؟ |
||
تحت عنوان هبه و بخشش است. به علاوه كه تملّك مال مجاناً و بلاعوض به خاطر سلطه مردم بر اموال، نافذ و صحيح است، هر چند مشمول هيچ يك از عناوين عقود متعارفه نباشد.
|
ارزش مالى چكهاى بانكى و تضمينى
آيا چكهاى بانكى و تضمينى، ارزش مالى دارند؟
|
||
آرى، اعتبار مالى دارند و در حكم پول رايج است.
|
خريد و فروش اسكناس
عدم حرمت قرض ربوى استنتاجى
تعلق خمس به سرمايه گذارى و خريد اوراق سهام كه سال خمسى آنها سپرى شده
كسانى كه به قصد گرفتن وام مسكن در مؤسسه ها مبلغى را به صورت قرض الحسنه مى گذارند
پرداخت سود بين مردم همانند بانكها
سوال : معاملاتى كه در بانكها تحت عنوان عقود اسلامى انجام مى گيرد، چگونه است؟
جواب : مانعى ندارد.
سوال : سفته هايى در بازار و بنگاهها معمول است كه از ضامن مى گيرند و به محض امضا ضامن محسوب مى شود، پس از آن بانك يا صندوق قرض الحسنه وامى مى دهد و در صورت عدم پرداخت، از صاحب سفته مى گيرند، آيا صورت شرعى دارد؟
جواب : در صورت متعارف معهوديت در بازار، صورت شرعى دارد. ولى از باب ضمان خارج است و تعهد مستقلى محسوب مى شود.
سوال : شخصى به منظور احداث يك باب ساختمان جهت استقرار مدرسه غير انتفاعى با نظارت اداره آموزش و پرورش محل، مبلغى را بعنوان وام از بانك گرفته و به تعهد خود بر احداث مدرسه عمل مى كند ولى به علت نبود محصّل، مدرسه تعطيل و غير قابل انتفاع مى گردد. با توجه به اينكه ملكيت ساختمان رسماً به وام گيرنده منتقل شده، در چنين وضعيّتى آيا وام گيرنده مالك است يا اداره آموزش و پرورش؟
جواب : ساختمان از نظر ملكيت ارتباط به وام گيرنده دارد. ولى لازم است اقساط بانك را بپردازد.
سپرده هاى ثابت
سوال : دريافت ديركرد توسط بانكهاى دولتى و ادارات دولتى چه حكمى دارد؟جواب : گرفتن ديركرد جايز نيست. و فرقى بين بانك و غير بانك نيست.
سوال : وامهايى را كه بانكها به شرط بهره چند درصدى مى دهند، چه صورتى دارد؟
جواب : بانكها موظفند طبق مقررات اسلامى عمل كنند و براى كسى كه علم به خلاف ندارد، اشكالى نيست.
سوال : شخصى از بانك وام گرفته است و بعد اصل پولى را كه گرفته به اضافه مقدار سودى كه بانك طلب كرده، داده است، آيا فعلا مى تواند به عنوان تقاص مقدارى پول در بانك بگذارد و سود آن را به مقدار سودى كه به بانك داده، بگيرد؟
جواب : چون برنامه بانكها در گرفتن و دادن پول بر مبناى مضاربه و ساير عقود اسلامى است. لذا سود از هرطرف براى طرف ديگر حلال است و مجالى براى تقاص وجود ندارد.
سوال : آيا مى توان وام گيرنده را موظف به پرداخت حق بيمه كرد تا بيمه در صورت مرگ يا محجوريت قرض او را تكفل كند؟
جواب : ظاهراً مانعى ندارد.
سوال : كسى به مقدارى پول براى جهتى نياز دارد، لكن بانك به جهت تعمير ساختمان وام مى دهد، آيا مى توان به عنوان تعمير ساختمان وام گرفت و در جاى مورد نياز مصرف كرد؟
جواب : چون اين كار بر خلاف مقررات جمهورى اسلامى است، جايز نيست.
سوال : صندوقهاى قرض الحسنه با توجه به مخارج خود، مثل حقوق كارمندان، اجاره ساختمان، هزينه آب و برق و تلفن و لوازم التحرير، دفترچه اقساط، مبلغى به عنوان كارمزد كه به صور مختلف محاسبه مى شود از وام گيرندگان دريافت مى كنند، حكم آن را بيان فرماييد.
جواب : پولى كه براى امور مذكوره با رضايت وام گيرندگان دريافت مى شود، مانعى ندارد و داراى مشروعيت است.
سوال : آيا پولهايى كه بانكهاى جمهورى اسلامى بابت سود مى گيرند يا به عنوان مضاربه يا ساخت خانه مى دهند، اشكال دارد؟ با توجه به اينكه سود نسبتاً تضمين شده است و مورد زيان مشتركاً تقسيم نمى شود.
جواب : مبناى بانكها بر رعايت ضوابط اسلامى است و اضافه اى را كه مى دهند يا مى گيرند جايز است.
سوال : دريافت ديركرد توسط بانكهاى دولتى و ادارات دولتى چه حكمى دارد؟
جواب : گرفتن ديركرد جايز نيست. و فرقى بين بانك و غير بانك نيست.
سوال : وامهايى را كه بانكها به شرط بهره چند درصدى مى دهند، چه صورتى دارد؟
جواب : بانكها موظفند طبق مقررات اسلامى عمل كنند و براى كسى كه علم به خلاف ندارد، اشكالى نيست.
سوال : شخصى از بانك وام گرفته است و بعد اصل پولى را كه گرفته به اضافه مقدار سودى كه بانك طلب كرده، داده است، آيا فعلا مى تواند به عنوان تقاص مقدارى پول در بانك بگذارد و سود آن را به مقدار سودى كه به بانك داده، بگيرد؟
جواب : چون برنامه بانكها در گرفتن و دادن پول بر مبناى مضاربه و ساير عقود اسلامى است. لذا سود از هرطرف براى طرف ديگر حلال است و مجالى براى تقاص وجود ندارد.
تصرف بانك در پس اندازها
سوال : شخصى سپرده اى در بانك به عنوان سرمايه گذارى دارد و بانك از جانب او وكيل مى شود بر اينكه اين سپرده يا ساير سپرده ها را به نحو مشاع در جريان معاملات بدون ربا قرار دهد و ديگر اينكه وكيل باشد منفعت حاصله را هرمقدار صلاح بداند براى خودش قرار بدهد و باقيمانده را نسبت به سپرده ها توزيع كند، مع الوصف قبل از هرچيزى بانك نرخ بهره را قبلا اعلام مى كند و براساس نرخ تعيين شده هرماه سود را على الحساب به حساب صاحب سپرده منظور مى دارد، تا آخر سال كه سود قطعى را اعلام مى كند، حكم اين سود چيست؟ و در صورت جواز اخذ اگر صاحب سپرده بدون توجه يا اطلاع از اين قرارداد سپرده را در بانك بگذارد حكم سود چنين سپرده اى را هم بيان فرماييد؟جواب : در فرض توجه به قرارداد، سود مزبور حلال است و در صورت عدم توجه يا بى اطلاعى از قرارداد، نظر به اينكه صاحب سپرده اباحه و اجازه تصرف مى دهد، لذا سپرده قهراً قرض يا وديعه مى شود و چون شرط صريح يا ضمنى سود نكرده است، لذا آنچه را بانك مطابق مقررات خود مى دهد حلال است هرچند صاحب پول مى دانسته كه بانك به رسم خود مبلغى به او مى دهد.
سوال : اگر كسى منبع درآمد خود را از گذاشتن مبلغى پول در بانك و گرفتن سود آن قرار دهد، چه حكمى دارد؟
جواب : با توجه به اينكه بانكهاى جمهورى اسلامى طبق ضوابط شرعى عمل مى كنند; مانعى ندارد.
سوال : شخصى پولى را در بانك به صورت دراز مدت مى گذارد و بانك هرماه به صاحب پول سود مى دهد. با توجه به اينكه شخص پول را براى گرفتن آن سود در بانك گذاشته، آيا ربا محسوب مى شود يا خير؟
جواب : چون بانكهاى جمهورى اسلامى ايران به صورت مضاربه و ساير عقود اسلامى عمل مى كنند، سود مزبور حلال است.
سوال : شخصى سپرده اى در بانك به عنوان سرمايه گذارى دارد و بانك از جانب او وكيل مى شود بر اينكه اين سپرده يا ساير سپرده ها را به نحو مشاع در جريان معاملات بدون ربا قرار دهد و ديگر اينكه وكيل باشد منفعت حاصله را هرمقدار صلاح بداند براى خودش قرار بدهد و باقيمانده را نسبت به سپرده ها توزيع كند، مع الوصف قبل از هرچيزى بانك نرخ بهره را قبلا اعلام مى كند و براساس نرخ تعيين شده هرماه سود را على الحساب به حساب صاحب سپرده منظور مى دارد، تا آخر سال كه سود قطعى را اعلام مى كند، حكم اين سود چيست؟ و در صورت جواز اخذ اگر صاحب سپرده بدون توجه يا اطلاع از اين قرارداد سپرده را در بانك بگذارد حكم سود چنين سپرده اى را هم بيان فرماييد؟
جواب : در فرض توجه به قرارداد، سود مزبور حلال است و در صورت عدم توجه يا بى اطلاعى از قرارداد، نظر به اينكه صاحب سپرده اباحه و اجازه تصرف مى دهد، لذا سپرده قهراً قرض يا وديعه مى شود و چون شرط صريح يا ضمنى سود نكرده است، لذا آنچه را بانك مطابق مقررات خود مى دهد حلال است هرچند صاحب پول مى دانسته كه بانك به رسم خود مبلغى به او مى دهد.
سوال : اگر كسى منبع درآمد خود را از گذاشتن مبلغى پول در بانك و گرفتن سود آن قرار دهد، چه حكمى دارد؟
جواب : با توجه به اينكه بانكهاى جمهورى اسلامى طبق ضوابط شرعى عمل مى كنند; مانعى ندارد.
سوال : شخصى پولى را در بانك به صورت دراز مدت مى گذارد و بانك هرماه به صاحب پول سود مى دهد. با توجه به اينكه شخص پول را براى گرفتن آن سود در بانك گذاشته، آيا ربا محسوب مى شود يا خير؟
جواب : چون بانكهاى جمهورى اسلامى ايران به صورت مضاربه و ساير عقود اسلامى عمل مى كنند، سود مزبور حلال است.
جايزه بانكى
سوال : جايزه اى كه بانكها براى تشويق دارندگان حساب به آنها پرداخت مى كنند، آيا حلال است؟جواب : اشكالى ندارد.
سوال : آيا بانكها و صندوقهاى قرض الحسنه مى توانند براى تأمين مخارج خود و حقوق كارمندان پس اندازهاى موجود را در امر توليد بكار گرفته يا از طريق عقود اسلامى در راه فعاليت اقتصادى بكار گيرند؟
جواب : اگر صاحبان وجوه راضى باشند، مانعى ندارد.
|
سوال |
آیا سرمایه گذاری در بانک های خارجی حرام است؟ |
|
جواب |
گرفتن سود از آنها اشكالي ندارد. |
|
|
|
|
سوال |
مي خواستم بدانم که آيا وامهايي که در بانکها پرداخت مي شود و هنگام بازپرداخت شخص وام گيرنده مي بايست 5/1 برابر همان پول را برگرداند جزء نزول يا ربا محسوب مي شود؟ |
|
جواب |
چنانچه عقود شرعي - آنگونه كه در آئين نامه بانك ها آمده - رعايت شود مانعي ندارد. |
|
|
|
|
سوال |
آيا وام گرفتن از بانک با بهره بانکي حرام است؟ |
|
جواب |
گرفتن وام با بهره حرام است، ولي اگر به صورت عقود شرعي درآيد مانعي ندارد. |
|
|
|
|
سوال |
آيا گرفتن وام از بانك خصوصي پارسيان كه سهامداران آن مشخص هستند و مجهول المالك نيستند با بهره هاي سنگين 27 درصدي از نظر شرعي چه حكمي دارد؟ |
|
جواب |
حرام است و ربائي مسلم است. |
|
|
|
|
سوال |
صندوق قرضالحسنه رودبال براي وام ازدواج ابتدا 80هزار تومان به حسابشان بايستي ريخته شود بعد از مدت يک ماه 800هزار تومان وام ميدهد که اگر 80 هزار تومان را ببخشيم ماهي 16 هزار تومان بايد بدهيم واگر 80هزار تومان را نبخشيم ماهي 32هزار تومان تا 800هزار تومان تمام شود ايا اين نوع قرض حلال است متشکرم |
|
جواب |
هرگاه در مجموعه، سودي اضافه بر آن پول دريافت دارند حرام است. مگر به مقدار كارمزد يعني هزينه صندوق. |
|
|
|
|
سوال |
صندوق قرض الحسنه به نام \"سرافرازان ميهن\" اقدام به افتتاح حساب مي نمايد و هر 120 ساعت قرعه كشي مي نمايد و اتومبيل بصورت اقساط بدون سود واگذار مي نمايد. آيا اين جوايز به حسابهاي قرض الحسنه حلال است لطف فرموده بوضوح پاسخ فرماييد سئوال 2: صندوق قرض الحسنه به نام \"قوامين \" مربوط به نيروهاي انتظامي, اقدام به افتتاح حساب قرض الحسنه مي نمايد و قرعه كشي مي نمايد. علاوه بر اين, دو يا سه برابر ميانگين موجودي كه سه ماه درحساب باشد وام پرداخت ميكند با سود 20 در صد. آيا استفاده از اين وامها حلال است لطف فرموده بوضوح پاسخ فرماييد |
|
جواب |
1- در صورتيكه پس اندازها صرف اعطاء تسهيلات به ديگران مي شود نه مورد استفاده ارباب صندوق اشكالي ندارد. 2- اين كار حرام است مگر اينكه بصورت عقود شرعيه مانند مضاربه درآيد. |
|
|
|
|
سوال |
اگر مبلغي را در صندوق قرض الحسنه بگذاريم تا علاوه بر اينكه با اين پول به افراد ديگر وام داده مي شود بتوانيم خودمان نيز تا چند ماه ديگر وام بگيريم اين وام چه حكمي دارد. آيا اين وامي كه گرفته مي شود خمس دارد يا خير. |
|
جواب |
در صورتيكه سپرده براي اعطاي تسهيلات به ديگران باشد اشكالي ندارد. وام خمس ندارد. |
|
|
|
|
سوال |
اخيرا قرض الحسنه محمدرسول الله اقدام به اجراي طرحي نموده است(مثلا به ازاي 7ماه سپرده گذاري دو برابر مبلغ موجودي وام تعلق مي گيرد )من نيز در اين مكان 5/3 ميليون حساب باز كرده ام كه 7 ماه ديگر 7 ميليون وام دريافت كنم كه به صورت ماهانه همراه با كارمزد بايد بپردازم سوالم اين است كه آيا در اين مال از نظر حلال بودن و... اشكالي وجود دارد. |
|
جواب |
چنانچه سودي كه مي پردازيد فقط به اندازه كار فرد باشد و بانك هم از آن پولي كه در آنجا گذاشتيد به عنوان وام ديگران استفاده مي كند اشكال ندارد. |
|
|
|
|
سوال |
2-من اين زمين را فروختم ودر بانك مسكن جهت خريد مسكن مورد نيازم سپرده گذاري كردم تا باوامي كه بانك ميدهد خانه اي بخرم ايا به پول من خمس تعلق ميگيرد؟ |
|
جواب |
2- چنانچه آن را براي خانه مسكوني در نظر گرفته ايد خمس آن را به شما مصالحه مي كنيم. |
|
|
|
|
سوال |
با سلام.احتراما به استحضار مي رساند موسساتي هستند كه بصورت فوري وامي در اختيار متقاضيان قرار مي دهند بدون اينكه اشخاص حسابي در اين صندوق داشته باشند.بازپرداخت اين وامها بصورت 6 ماهه و كوتاه مدت ميباشد.كارمزد آن نيز 10% وام است كه در اقساط 6 ماهه دريافت مي گردد.مثلا فردي مبلغ سيصدهزار تومان وام دريافت مي كند(بصورت فوري و در اقساط 6 ماهه)مبلغ 330 هزار تومان بازپرداخت مي كند.لطفا نظرتان را در رابطه با كارمزد اين نوع وام ها بيان فرمائيد. |
|
جواب |
اين گونه سودها كارمزد نيست بلكه نوعي رباست كارمزد آن است كه فقط بانداز كار در صندوق باشد. |
|
|
|
|
سوال |
مي خواستم ببينم گرفتن وام از سيستم بانکي جمهوري اسلامي چه حکمي دارد در صورتيکه ندانيم يا نتوانيم يقين حاصل کنيم که بانک از طريق مضاربه يا شرکت عمل ميکند. |
|
جواب |
آنها مي گويند ما از طريق مضاربه سود مي دهيم و بايد فعل مسلمان را حمل بر صحت كرد مگر آنجا كه خلاف آن ثابت شود. |
|
|
|
|
سوال |
مي خواستم بدانم , آيا وامي كه بانك مسكن براي خريد مسكن به جوانان متقاضي مي دهد . از نظر شرعي اشكال دارد يا نه ؟ قابل توجه است كه اين بانك ماهيانه مبلغ 8000 تومان از ما مي گيرد و هر سال 1000 تومان مبلغ پرداختي ما به بانك افزايش مي يابد . يعني در سال دوم ما بايد ماهيانه 9000 تومان به بانك پرداخت كنيم . اين كار تا 6 الي 10 سال ( بنا به ميل افراد) ادامه مي يابد مو در سال دهم مبلغ 50 ميليون تومان به متقاضي وام تعلق مي گيرد . آيا اين رويه بانكي درست ميباشد ؟ آيا اين پولي كه رد و بدل مي شود و حكم حرام را دارد يا مشتبه يا حلال ؟ |
|
جواب |
مبلغ سپرده اي كه بانك در طول اين مدّت مي گيرد چنانچه جهت اعطاي تسهيلات به ديگر متقاضيان باشد (نه استفاده خود بانك) مانعي ندارد. وام گرفتن از بانكها مانعي ندارد و در صورتي كه طبق عقود شرعيّه باشد مبلغ اضافي را كه مي پردازد ربا نيست. |
|
|
|
|
سوال |
اينجانب مبلغي پول را به صورت وام از يک صندوق قرض الحسنه دريافت کرده ام و تا پنج سال اقساط اين وام به درازا مي کشد . آيا به اين پول که به صورت وام در اختيار بنده قرار گرفته است خمس تعلق مي گيرد؟ |
|
جواب |
به وام خمس تعلق نمي گيرد مگر آن مقدار كه اقساطش را داده باشد و عين وام موجود باشد. |
|
|
|
|
سوال |
3- پرداخت سود بانکها که با از قبل مشخص شده( منظور بانکهاي جديد) چگونه است |
|
جواب |
3- در صورتي كه طبق عقود شرعيه باشد همان گونه كه ادعا مي كنند اشكالي ندارد. |
|
|
|
|
سوال |
احتراما آيا پولهائي كه درقرض الحسنه براي مدتي مي گزارند و پس از آن دو ياچند برابر از آن وام مي گيرند چه حكمي دارد ؟ |
|
جواب |
اشكالي ندارد. |
|
|
|
|
سوال |
گرفتن وام از بانکاهي داخلي با شرايطي که خودشان وضع ميکنند و گيرنده هيچ تغييري نمي تواند بدهد چه حکمي دارد. |
|
جواب |
با رعايت شرايط عقود شرعيه، مانعي ندارد. و اگر آنها ادعا مي كنند كه ما رعايت مي كنيم مي توانيد بپذيريد. |
|
|
|
|
سوال |
مي خواستم بدانم اشكال دارد اگر پولي را به صندق شركت بدهيم و بعد از شش ماه سه برابر ان را پس داده و از حقوق كم كرده و فقط كارمزد آن كم مي شود . |
|
جواب |
اگر سودي به شركت بدهيد حرام است. |
|
|
|
|
سوال |
من و چند نفر از دوستانم اقدام به تاسيس يك شركت خصوصي كوچك نموده ايم با توجه به نوع كارمان هر چند ماه يك مبلغ نسبتا زياد وارد حساب شركت شده ودر طول آن چند ماه خرج ميشود: 1) آيا ميشود با اين مبلغ ذخيره اوراق قرضه مشاركتي كه از طريق بانك صادرات توزيع شده و به طور روزانه به ان سود تعلق ميكيرد(و علي الظاهر صرف فعاليتهاي عمراني دولت ميشود ) خريداري نمود؟ 2) آيا ميشود با اين مبلغ اوراق مشاركت كه توسط ارگانهاي دولتي هر چند يك بار توسط بانكها توزيع ميشود خريداري كرد؟ |
|
جواب |
چنانچه اظهار كنند كه سود از باب مشاركت است مي توانيد بپذيريد. |
|
|
|
|
سوال |
الان در شهر اصفهان قرض الحسنه هاي زيادي تاسيس شده اند که وامهاي سنگين با اقساط طولاني خيلي بهتر از بانکها به مردم مي دهند ( البته با کارمزدهائي خيلي کمتر از بانکها ) . اما تمام اين وامها با اين شرط است که متقاضي مي بايست مدتي معين وجهي را در حساب خود در آن قرض الحسنه نگهدارد و هر چه اين س÷رده گذاري طولاني تر شود مقدار وام هم به تناسب بيشتر مي گردد. نظر حضرتعالي در مورد حکم اين گونه وامها چيست ؟ در صورت اشکال با چه شرط يا شروطي مي توان چنين وامهائي را داد و يا گرفت؟ |
|
جواب |
هرگاه اين شرط براي اعطاي تسهيلات بيشتر به ساير متقاضيان وام باشد (نه استفاده صاحبان صندوق) اشكالي ندارد. |
|
|
|
|
سوال |
اخيرا قرض الحسنه ها شرطي براي دادن وام قرار دادهاند كه براي دادن وام معيني مدت معيني بايد در ان قرض الحسنه سپرده گذاري شود اينكار چه حكمي دارد ثانيا اين قرض الحسنه ها عموما با اين سپرده ها فعاليتهاي اقتصادي كرده وبه سپرده گذاران هيچ سودي از درامدهاي كه دارند نداده وعلاوه بر ان كارمزد هم ميگيرند ايا شرعا صحيح ميباشد . |
|
جواب |
1- هرگاه شرط مذكور براي اعطاي تسهيلات به ساير متقاضيان وام باشد (نه استفاده صاحبان صندوق) مانعي ندارد. 2- اين كار حرام است. |
|
|
|
|
سوال |
بنده حق استفاده از 5 مليون وام بانك مسكن دارم. منتهي بنا دلايلي نمي توانم از اين حق استفاده كنم. آيا فروش حق استفاده از اين وام جايز است؟ اگر جايز نيست با توجه به اينكه پول من يك سال در اختيار بانك بوده است سودي كه آنها مي دهند مي توانم بگيرم؟ |
|
جواب |
1- در صورتي كه مقررات بانك اجازه دهد اشكالي ندارد. 2- در صورتي كه شما به قصد سود، در آن بانك حسابي باز نكرده باشيد و آنها به ميل و رضاي خود سودي به شما مي دهند اشكالي ندارد. |
|
|
|
|
سوال |
آيا آيين نامة هر معامله ، وام يا هر قانون فرعي درنظام جمهوري اسلامي با ظن اينكه نظام بر آن نظارت دارد نيازي به تحقيق و بررسي مردم دارد؟ |
|
جواب |
تا زماني كه علم به خلاف نداريد حمل بر صحت كنيد |
|
|
|
|
سوال |
سوال اول : آيا وام گرفتن از بانك مسكن كه بطور اجمال به صورت زير ميباشد اشكال دارد؟ - در بانك حسابي باز كرده و مدتي پول در حساب مي ماند - پس از آن با توجه به اينكه چه مدت و چه مقدار پول در حساب مانده به ما وام مي دهند - باز پرداخت وام به صورت اقساط و با بهره مي باشد |
|
جواب |
1- وام گرفتن از بانكها مانعي ندارد و در صورتي كه طبق عقود شرعيّه باشد مبلغ اضافي را كه مي پردازد ربا نيست. |
|
سوال |
احتراما با توجه به اينکه صندوقهاي قرض الحسنه در حقيقت واسطه ي بين قرض دهنده و قرض گيرنده مي باشند ،گرفتن کارمزد بصورت در صد مبلغ وام به عنوان حق وساطت (دلالي) چه حکمي دارد؟ |
|
جواب |
اگر فقط به مقدار هزينه هاي جاري صندوق كارمزد دريافت كنند مانعي ندارد. |
احكام بانكها
جايزههاى بانكى
س 1945: مبلغى را در بانك ملى پسانداز كردم و بعد از مدتى مبلغى را به عنوان جايزه به من دادند، گرفتن آن چه حكمى دارد؟
گرفتن جايزه و تصرف در آن اشكال ندارد.
س 1946: جوايزى به سپردههاى قرضالحسنه تعلق مىگيرد، گرفتن آنها چه حكمى دارد؟ و بر فرض جواز آيا خمس به آنها تعلق مىگيرد؟
پساندازهاى قرضالحسنه و جايزههاى آن اشكال ندارد و درجايزه، خمس واجب نيست.
س 1947: در صورتى كه صاحبان حسابهاى پسانداز به علت عدم اطلاع يا دلايل ديگر براى دريافت جايزه هاى خود به بانك مراجعه نكنند، آيا جايز است بانك در آنها تصرف كند و يا آنها را بين كارمندان بانك توزيع نمايد؟
بانك و كاركنان آن حق ندارند جايزه هايى را كه مخصوص برندگان هستند، بدون اذن آنان به تملّك خود درآورند.
كاركردن در بانك
س 1948: اينجانب از كارمندان بانك هستم و در شعبه خارج از كشور كار مى كنم، دولت آن كشور ما را مؤظف به پيروى از قوانين بانكى كه شامل معاملات ربوى و غير ربوى مىشود، نموده است. آيا قبول اين مسئوليت و كار در آن نظام بانكى جايز است؟ همچنين حقوقى كه از درآمد شعبه بانكى مذكور دريافت مىكنم چه حكمى دارد؟
اصل انجام اين وظيفه اشكال ندارد ولى اشتغال به عمليات بانكى كه مربوط به معاملات ربوى است جايز نيست و انسان در برابر انجام آن مستحق گرفتن اجرت و حقوق نيست و امّا دريافت حقوق از درآمد شعبه بانكى در صورتى كه شخص علم به وجود مال حرام در آنچه كه دريافت مىشود نداشته باشد، اشكال ندارد.
س 1949: آيا گرفتن حقوق در برابر كار كردن در قسمت اعتبارات، حسابرسى و مديريت بانك، جايز است؟
كاركردن در بخشهاى بانكى مذكور و گرفتن حقوق در برابر آن اگر به نحوى با معاملاتى كه شرعا حرام هستند مرتبط نباشد، اشكال ندارد.
احكام چك و سفته
س 1950: معامله چك و سفته مدتدار به صورت نقد به قيمتى كمتر از مبلغ آن كه امروزه رايج است، چه حكمى دارد؟
فروش مبلغ چك مدتدار يا سفته بطور نقدى به قيمت كمتر توسط شخص طلبكار به بدهكار اشكال ندارد، ولى فروش آن به شخص ثالث به قيمت كمتر صحيح نيست.
س 1951: آيا چك به منزله پول نقد است بطورى كه اگر بدهكار آن را به طلبكار بدهد برئالذّمه مىشود؟
چك به منزله پول نقد نيست و تحقق اداء دين يا ثمن با دادن آن به طلبكار يا فروشنده متوقف بر اين است كه عرفا قبض چك، قبض مبلغ آن محسوب شود و اين با تفاوت موارد و اشخاص تفاوت پيدا مىكند.
س 1912: در صورتى كه بانكها براى دادن وام شرط كنند كه وام گيرنده، مبلغى اضافى بپردازد، آيا مكلّف براى گرفتن چنين وامى بايد از حاكم شرع يا وكيل او اذن بگيرد؟ آيا گرفتن اين وام در صورت عدم ضرورت و نياز، جايز است؟
اصل وام گرفتن مشروط به اذن حاكم شرع نيست حتّى اگر از بانك دولتى باشد و از نظر حكم وضعى صحيح است هر چند ربوى باشد، ولى در صورت ربوى بودن، گرفتن آن از نظر تكليفى حرام است چه از مسلمان گرفته شود يا از غير مسلمان و چه از دولت اسلامى بگيرد يا از دولت غير اسلامى، مگر آنكه به حدّى مضطر باشد كه ارتكاب حرام را مجاز كند و گرفتن وام حرام هم با اذن حاكم شرع حلال نمىشود، بلكه اذن او در اين رابطه موردى ندارد ولى شخص مىتواند براى اينكه مرتكب حرام نشود پرداخت مبلغ اضافى را قصد نكند، هر چند بداند كه آن را از او خواهند گرفت و جواز گرفتن وام در صورتى كه ربوى نباشد اختصاص به حالت ضرورت و نياز ندارد.
س 1913: بانك مسكن جمهورى اسلامى وامهايى را براى خريد يا ساخت ويا تعمير خانه به مردم مىدهد و بعد از پايان خريد يا ساخت يا تعمير خانه ، وام را به صورت اقساط پس مىگيرد، ولى مجموع قسطهاى دريافتى بيشتر از مبلغى است كه به وام گيرنده داده شده است، آيا اين مبلغ اضافى وجه شرعى دارد يا خير؟
پولهائى كه بانك مسكن به منظور خريد يا ساخت خانه، مىدهد، عنوان قرض ندارد بلكه آن را طبق يكى از عقود صحيح شرعى مانند شركت يا جعاله يا اجاره و امثال آن پرداخت مىكنند كه اگر شرايط شرعى آن عقود را رعايت نمايند، اشكالى در صحت آن نيست.
س 1914: بانكها به سپرده هاى مردم بين سه تا بيست درصد سود مى دهند، آيا با توجه به سطح تورم، صحيح است اين مبلغ اضافى را به عنوان عوض كاهش قدرت خريد سپردههاى مردم در روز دريافت آن نسبت به روز سپردهگذارى محاسبه كرده تا بدينوسيله از عنوان ربا خارج شود؟
اگر آن مبلغ اضافى و سودى كه بانك مىدهد از درآمد حاصل از بكارگيرى سپرده به وكالت از سپردهگذار در ضمن يكى از عقود شرعى صحيح باشد، ربا نيست بلكه سود معامله شرعى است و اشكال ندارد.
س 1915: كاركردن در بانكهاى ربوى براى كسى كه به علت نبودن كار ديگر جهت امرار معاش، مجبور است در آنجا كار كند، چه حكمى دارد؟
اگر كار در بانك به معاملات ربوى مرتبط باشد و به نحوى در تحقق آن موثر باشد، جايز نيست در آنجا كار كند و مجرّد پيدا نكردن كار حلال ديگرى براى امرار معاش خود، مجوز اشتغال به كار حرام نيست.
س 1916: بانك مسكن براى ما خانهاى خريده است به اين شرط كه پول آن را بطور
ماهيانه بپردازيم . آيا اين معامله شرعا صحيح است و ما مالك آن خانه مىشويم؟
اگر بانك آن خانه را براى خودش خريده و سپس به صورت اقساط به شما فروخته باشد، اشكال ندارد.
س 1917: بانكها براى ساختمانسازى به عنوان مشاركت يا عنوان ديگرى از عناوين عقود معاملاتى وامهايى را مىدهند و مبلغى در حدود پنج تا هشت درصد اضافى مىگيرند، اين وام و سود آن چه حكمى دارد؟
گرفتن وام از بانك به عنوان شركت يا يكى از معاملات شرعىِ صحيح، قرض دادن يا قرض گرفتن نيست و سودهايى كه از طريق اين قبيل معاملات شرعى نصيب بانك مىشود ربا محسوب نمىشود. درنتيجه گرفتن پول از بانك تحت يكى از عناوين براى خريد يا ساخت خانه و همچنين تصرف در آن اشكال ندارد و بر فرض كه به عنوان قرض و با شرط گرفتن مبلغى اضافى باشد، هر چند قرض ربوى از نظر تكليفى حرام است، ولى اصل قرض از نظر حكم وضعى براى وام گيرنده صحيح است و تصرف او در آن اشكال ندارد.
س 1918: آيا گرفتن سود پولى كه در بانكهاى دولتهاى غير اسلامى گذاشته مىشود جايز است؟ و آيا اگر آن را بگيرد تصرف در آن اعم از اينكه صاحب بانك اهل كتاب باشد يا مشرك و هنگام سپردن پول، شرط دريافت سود كرده باشد يا خير، جايز است؟
در فرض مرقوم سود گرفتن جايز است حتّى اگر شرط دريافت سود كرده باشد.
س 1919: در فرض فوق اگر بعضى از صاحبان سرمايه بانك مسلمان باشند، آيا در اين صورت گرفتن سود از اين بانكها جايز است؟
گرفتن سود نسبت به سهام غير مسلمانان اشكال ندارد ولى نسبت به سهم مسلمان، در صورتى كه سپردن پول به بانك همراه با شرط سود و ربا و يا به قصد دستيابى به آن باشد، گرفتن سود جايز نيست.
س 1920: گرفتن سود پولهايى كه به بانكهاى كشورهاى اسلامى سپرده شده چه حكمى دارد؟
در صورتى كه سپردهگذارى به صورت قرض و به قصد گرفتن سود و يا مبتنى بر آن و يا به قصد دستيابى به سود باشد، گرفتن آن جايز نيست.
س 1921: اگر بانك براى وامى كه مىدهد ربا بگيرد، آيا در صورتى كه مكلّف بخواهد از بانك وام بگيرد، صحيح است براى فرار از ربا به اين صورت عمل كند كه يك اسكناس هزار تومانى نقد را به مبلغ هزار و دويست تومان نسيه بخرد به اين شرط كه هر ماه صد تومان آن را بپردازد و براى آن دوازده فقره سفته صدتومانى به بانك بدهد و يا اينكه از بانك دوازده سفته مدتدار را كه مجموع مبلغ آنها هزار و دويست تومان است به مبلغ هزار تومان به صورت نقدى بخرد به اين شرط كه مبلغ آن سفتهها در مدّت دوازده ماه پرداخت شود؟
اين قبيل معاملات كه صورى و به قصد فرار از رباى قرضى هستند، شرعا حرام وباطل مىباشند.
س 1922: آيا معاملات بانكهاى جمهورى اسلامى ايران محكوم به صحت هستند؟ خريد مسكن و غيره با پولى كه از بانكها گرفته مىشود چه حكمى دارد؟ غسل كردن و نماز خواندن در خانهاى كه با اين قبيل پولها خريدارى شده چه حكمى دارد؟ و آيا گرفتن سود در برابر سپردههايى كه مردم دربانك مىگذارند، حلال است؟
بطور كلى معاملات بانكى كه بانكها بر اساس قوانين مصوب مجلس شوراى اسلامى و مورد تأييد شوراى محترم نگهبان انجام مى دهند،اشكال ندارد و محكوم به صحت است و سود حاصل از بكارگيرى سرمايه بر اساس يكى از عقود صحيحِ اسلامى، شرعا حلال است، لذا در صورتى كه گرفتن پول از بانك براى خريد مسكن و مانند آن تحت عنوان يكى از آن عقود باشد، بدون اشكال است ولى اگر به صورت قرض ربوى باشد، هر چند گرفتن آن از نظر حكم تكليفى حرام است ،ولى اصل قرض از نظر حكم وضعى صحيح است و آن مال، ملك قرض گيرنده مىشود وجايز است در آن و در هر چيزى كه با آن مىخرد تصرف نمايد.
س 1923: آيا بهرهاى كه بانكهاى جمهورى اسلامى از مردم در برابر وامهايى كه به آنان براى امورى مانند خريد مسكن و دامدارى و كشاورزى و غيره مىدهند، مطالبه مىكنند، حلال است؟
اگر اين مطلب صحيح باشد كه آنچه كه بانكها براى ساخت يا خريد مسكن و امور ديگر به مردم مىدهند به عنوان قرض است، شكى نيست كه گرفتن بهره در برابر آن شرعا حرام است و بانك حق مطالبه آن را ندارد، ولى ظاهر اين است كه بانكها آن را به عنوان قرض نمىدهند بلكه عمليّات بانكى از باب معامله تحت عنوان يكى از عقود معاملى حلال مثل مضاربه يا شركت يا جعاله يا اجاره و مانند آن است. بطور مثال بانك با پرداخت قسمتى از هزينه ساخت خانه در ملك آن شريك مىشود و سپس سهم خود را با اقساط مثلا بيست ماهه به شريك خود مىفروشد و يا آن را براى مدت معيّنى و به مبلغ خاصى به او اجاره مىدهد در نتيجه اين كار و سودى كه بانك از اين قبيل معاملات بدست مىآورد، اشكال ندارد و اين نوع معاملات ارتباطى با قرض و بهره آن ندارند.
س 1924: بعد از آنكه بانك مبلغى را براى مشاركت در پروژهاى به من وام داد، نصف آن را به دوستم داده و با او شرط كردم كه همه بهره بانكى آن وام را بپردازد، آيا در اين رابطه چيزى بر من واجب است؟
اگر بانك اين مبلغ را براى سهيم شدن و مشاركت با وام گيرنده در طرح خاصى كه معيّن كردهاست، داده باشد، كسى كه وام را دريافت مىكند حق ندارد آن را براى كار ديگرى مصرف نمايد چه رسد به اينكه آن را به كسى قرض بدهد. بلكه آن پول نزد او امانت است و بايد آن را در موردى كه مشخص شده مصرف نمايد و يا عين آن را به بانك برگرداند.
س 1925: شخصى با اسناد جعلى مبلغى را از بانك به عنوان مضاربه دريافت كرده به اين شرط كه بعد از مدتى اصل پول وبهره آن را به بانك بپردازد، آيا در صورت عدم اطلاع بانك از جعلى بودن اسناد، اين مبلغ قرض محسوب مىشود و بهرهاى هم كه وام گيرنده به بانك مىدهد در حكم رباست؟ و در صورتى كه بانك با علم به جعلى بودن اسناد، آن مبلغ را به او بپردازد، چه حكمى دارد؟
اگر انجام عقد مضاربه توسط بانك مشروط به صحت اسنادى باشد كه عقد بر اساس آنها منعقد شده، عقد مذكور با فرض جعلى بودن اسناد، باطل است، و در نتيجه مبلغ دريافت شده از بانك قرض نيست همان طور كه مضاربه هم نيست بلكه از جهت ضمان، حكم مقبوض به عقد فاسد را دارد و همه سود تجارت با آن متعلّق به بانك است. اين حكم در صورتى است كه بانك جهل به وضعيت داشته باشد. ولى اگر بانك از جعلى بودن اسناد آگاه باشد، پولى كه گرفته شده در حكم غصب است.
س 1926: آيا سپردهگذارى در بانك به قصد بكارگيرى آن در يكى از معاملات حلال و بدون تعيين دقيق سهم سپردهگذار از سود، به اين شرط كه بانك هر شش ماه سهم او را از سود بپردازد، جايز است؟
اگر سپرده گذارى در بانك به اين صورت باشد كه سپرده گذار همه اختيارات را به بانك داده باشد حتّى انتخاب نوع فعاليت و تعيين سهم سپردهگذار از سود هم به عنوان وكالت در اختيار بانك باشد، اين سپرده گذارى و سود حاصل از بكارگيرى پول در معامله حلال شرعى، اشكال ندارد و جهل صاحب مال به سهم خود در زمان سپرده گذارى ضررى به صحت آن نمىزند.
س 1927: آيا گذاشتن پول در حسابهاى سرمايهگذارى دراز مدت در بانكهاى دولتهاى غير اسلامى كه دشمن مسلمانان هستند و يا با دشمنان مسلمين هم پيمان مىباشند، جايز است؟
سپردهگذارى در بانكهاى دولتهاى غير اسلامى فى نفسه اشكال ندارد به شرطى كه موجب افزايش قدرت اقتصادى و سياسى آنان كه از آن بر ضد اسلام و مسلمين استفاده مىكنند نشود و در غير اين صورت جايز نيست.
س 1928: با توجه به اينكه بعضى از بانكهاى موجود در كشورهاى اسلامى مربوط به دولتهاى ظالم هستند و بعضى هم وابسته به دولتهاى كافر و بعضى هم متعلّق به مؤسسات خصوصى مسلمانان يا غير آنان هستند، انجام هر نوع معاملهاى با اين بانكها چه حكمى دارد؟
انجام معاملاتى كه از نظر شرعى حلال هستند با اين بانكها اشكال ندارد ولى معاملات ربوى و گرفتن بهره قرض نسبت به بانكها ومؤسسات اسلامى جايز نيست مگر آنكه سرمايه بانك متعلّق به غير مسلمانان باشد.
س 1929: بانكهاى اسلامى بر اساس مقررات به سرمايههايى كه توسط صاحبان آنها در بانك گذاشته شده و بانك آنها را در زمينههاى مختلف اقتصادى كه داراى سود حلال شرعى هستند بكار مىاندازد، سود مىدهند، آيا جايز است به همين صورت عمل كرده و پولى را به افراد مورد اعتماد در بازار بدهيم تا همانند بانكها آن را در زمينههاى مختلف اقتصادى بكار بيندازند؟
اگر پرداخت پول به طرف مقابل به عنوان قرض باشد و شرط كند كه هر ماه يا هر سال درصدى سود بگيرد، چنين معاملهاى از نظر تكليفى حرام است هر چند اصل قرض از نظر حكم وضعى صحيح است و سودى كه در برابر قرض دريافت مىشود همان رباست كه شرعا حرام مىباشد، ولى اگر پول را به طرف مقابل بدهد تا آن را در كارى كه شرعا حلال است بكار بگيرد، به اين شرط كه سهم معيّنى از سود حاصل از بكارگيرى آن در ضمن يكى از عقود شرعى به صاحب پول داده شود، چنين معاملهاى صحيح و سود حاصل از آن هم حلال است و در اين جهت فرقى بين بانك و اشخاص حقيقى و حقوقى وجود ندارد.
س 1930: اگر نظام بانكى ربوى باشد، قرض دادن به بانك از طريق سرمايهگذارى و يا قرض گرفتن از آن چه حكمى دارد؟
سپردهگذارى در بانك به عنوان قرض الحسنه و يا قرض گرفتن از آن به صورت قرضالحسنه اشكال ندارد ولى قرض ربوى بطور مطلق از نظر حكم تكليفى، حرام است هر چند اصل قرض از نظر حكم وضعى صحيح مىباشد.
س 1931: مبلغى پول از بانك به عنوان مضاربه گرفتم ، آيا جايز است از مال مضاربه براى خريد خانه استفاده كنم؟
سرمايه مضاربه امانتى از طرف مالك آن در دست عامل است و او حق ندارد تصرّفى در آن كند مگر براى تجارت با آن به همان صورتى كه توافق كردهاند، در نتيجه اگر آن را بطور يكجانبه در كار ديگرى مصرف نمايد، در حكم غصب است.
س 1932: كسى كه سرمايهاى را از بانك براى تجارت گرفته است، به اين شرط كه بانك در سود با او شريك باشد، اگر اين فرد در كار خود زيان كند، آيا بانك هم با او در خسارت شريك است؟
خسارت در مضاربه بر سرمايه و مالك آن وارد مىشود و از محل سود جبران مىگردد ولى اشكال ندارد كه شرط كنند كه عامل، ضامن تمام يا قسمتى از آن باشد.
س 1933: شخصى حساب پس اندازى دريكى از بانكها افتتاح كرد و بعداز گذشت مدتى از افتتاح حساب ، مقدارى سود به او تعلّق گرفت ، گرفتن اين سود چه حكمى دارد؟
در صورتى كه اموال خود را به عنوان قرض و به شرط سود يا مبتنى بر آن و يا به قصد دستيابى به آن در حساب پسانداز گذاشته باشد، گرفتن آن جايز نيست، زيرا اين سود همان رباست كه از نظر شرعى حرام است و در غير اين صورت گرفتن آن اشكال ندارد.
س 1934: در يكى از بانكها حسابى وجود دارد به اين صورت كه اگر شخصى هر ماه مبلغ خاصى را به مدت پنج سال در بانك بگذارد و در آن مدت چيزى از آن برداشت نكند، بانك هم بعد از پايان آن مدت هر ماه مبلغ خاصى را به آن حساب واريز كرده و تا صاحب حساب زنده است به او مىدهد، اين معامله چه حكمى دارد؟
اين معامله وجه شرعى ندارد، بلكه ربوى است.
س 1935: سپردههاى دراز مدت كه درصدى سود به آنها تعلق مى گيرد چه حكمى دارند؟
سپردهگذارى نزد بانكها به قصد بكارگيرى آن در يكى از معاملات حلال و همچنين سود حاصل از آن اشكال ندارد.
س 1936: اگر انسان مبلغى پول از بانك براى كار خاصى بگيرد، در صورتى كه گرفتن آن براى اين كار صورى باشد و هدف بدست آوردن پول جهت مصرف در يكى از امور حياتى ديگر باشد يا آنكه بعد از گرفتن پول تصميم بگيرد كه آن را در امور مهمترى مصرف نمايد، اين كار چه حكمى دارد؟
اگر دادن و گرفتن پول به عنوان قرض باشد، در هر صورتى صحيح است و آن پول ملك قرض گيرنده مىشود و مصرف آن در هر موردى كه بخواهد صحيح است هر چند اگر شرط شده باشد كه آن را در مورد خاصى مصرف كند، از نظر حكم تكليفى، واجب است به آن شرط عمل نمايد. ولى اگر دادن يا گرفتن پول از بانك مثلا به عنوان مضاربه يا شركت باشد، عقد در صورتى كه صورى باشد، صحيح نيست. در نتيجه آن مبلغ در ملكيت بانك باقى مىماند و كسى كه آن را گرفته، حق تصرف در آن را ندارد و همچنين اگر در عقدى كه پول را به عنوان آن از بانك گرفته قصد جدى داشته باشد، آن پول در دست او امانت است و جايز نيست آن را در غير موردى كه به آن منظور گرفته است، مصرف نمايد.
س 1937: شخصى مبلغى را از بانك براى مضاربه گرفته است و بعد از مدتى اصل پول و سهم بانك از سود را بطور قسطى به بانك برگردانده است، ولى كارمندى كه مسئول دريافت اقساط او بوده آنها را براى خودش برمىداشته و بطور صورى اسناد را باطل مىكرده و در برابر دادگاه هم به اين كار خود اعتراف كرده است، آيا هنوز پرداخت مال مضاربه بر عهده عامل است؟
اگر اقساط با رعايت شرايط و مقررات پرداخت پول به بانك، پرداخت شده باشند و اختلاس اموال بانك توسط آن كارمند، ناشى از تقصير بدهكار در اجراى مقررات قانونى پرداخت بدهى نباشد، بعد از دادن اقساط او ضامن چيزى نيست بلكه كارمندى كه مرتكب اختلاس شده ضامن است.
س 1938: آيا واجب است بانكها صاحبان حسابها را از جايزههايى كه از طريق قرعه به آنان تعلق گرفته مطلع نمايند؟
تابع مقررات بانك است و اگر دادن جايزهها به صاحبان حسابها متوقف بر اين باشد كه آنان را مطلع نمايند تا براى گرفتن آن مراجعه كنند، اعلام واجب است.
س 1939: آيا شرعا جايز است مسئولين بانكها مقدارى از سود سپردههاى بانكى را به اشخاص اعم از حقيقى و حقوقى ببخشند؟
اگر آن سودها ملك بانك باشد، در اين صورت تابع مقررات بانك است، ولى اگر متعلّق به صاحبان سپردهها باشد، حق تصرف در آن براى سپرده گذاران است.
س 1940: بانكها هر ماه به سپردهگذاران در برابر سپردههاى آنان مقدارى سود و بهره مىدهند، باتوجه به اينكه مقدار سود حتّى قبل از بكارانداختن سرمايهها در فعاليتهاى اقتصادى، معيّن است و صاحب سرمايه در خسارت ناشى از كار شريك نيست، آيا سپردهگذارى در اين بانكها به قصد دستيابى به آن سود جايز است يا اينكه به علت ربوى بودن چنين معاملاتى حرام است؟
در صورتى كه سپردن اين اموال به بانك به عنوان قرض و به قصد دستيابى به سود آن باشد، واضح است كه اين همان قرض ربوى است كه از نظر تكليفى حرام مىباشد و سود مورد نظر هم همان رباست كه شرعا حرام مىباشد، ولى اگر به عنوان قرض نباشد بلكه به قصد بكار انداختن پول توسط بانك در معاملات حلال شرعى باشد اشكال ندارد و تعيين مقدار سود قبل از شروع به كار با آن پولها و همچنين شريك نبودن صاحبان پولها در خسارتهاى احتمالى ضررى به صحت قرارداد مذكور نمىزند.
س 1941: اگر مكلّف بداند كه قوانين بانكى در مواردى مانند مضاربه و فروش قسطى، توسط بعضى از كارمندان بطور صحيح اجرا نمىشود، آيا سپردهگذارى به قصد كسب
سود براى او جايز است؟
اگرفرض كنيم، مكلّف علم پيدا كند كه كارمندان بانك، پول او را در معامله باطلى بكار گرفتهاند، دريافت و استفاده از سود آن براى او جايز نيست ولى با توجه به حجم سرمايههايى كه توسط صاحبان آنها به بانك سپرده مىشود و انواع معاملاتى كه توسط بانك صورت مىگيرد و مىدانيم كه بسيارى از آنها از نظر شرعى صحيح هستند، تحقق چنين علمى براى مكلّف بسيار بعيد است.
س 1942: شركت يا اداره دولتى طبق توافقى كه با كارمندان خود نموده ، هر ماه مبلغ معيّنى از حقوق آنان را كسر كرده و آن را براى بكارگيرى در يكى از بانكها مىگذارد و سود حاصل را بين كارمندان به نسبت سرمايهگذارى شان تقسيم مىكند، آيا اين معامله صحيح و جايز است؟ و اين سود چه حكمى دارد؟
اگر سپردهگذارى در بانك بصورت قرض دادن و همراه با شرط دريافت سود يا مبتنى بر آن و يا به قصد دستيابى به آن باشد، پسانداز كردن به اين صورت حرام است و سود آن نيز رباست كه شرعا حرام مىباشد، درنتيجه گرفتن آن و تصرف در آن جايز نيست، ولى اگر به قصد حفظ مال يا امر حلال ديگرى باشد و دريافت سود شرط نشود و توقع دستيابى به آن را هم نداشته باشد و در عين حال بانك از طرف خودش چيزى به صاحب پول بدهد و يا سود در اثر بكارگيرى آن پولها در يكى از معاملات حلال داده شود، اين سپردهگذارى و دريافت مبلغ اضافى اشكال ندارد و ملك او محسوب مىشود.
س 1943: آيا صحيح است بانك براى تشويق مردم به سپرده گذارى در آن، به سپردهگذاران وعده بدهد كه هر كس تا شش ماه از حسابش برداشت نكند، از طرف بانك به او تسهيلات بانكى اعطا خواهد شد؟
دادن اين وعده و اعطاى تسهيلات توسط بانك به منظور تشويق سپردهگذاران اشكال ندارد.
س 1944: گاهى مبلغى اضافه بر آنچه كه پرداخت كننده بايد بپردازد نزد كارمند بانك كه مسئول دريافت وجوه قبض هاى آب و برق و غيره است باقى مى ماند، مثلا كسى كه بايد هشتاد تومان بپردازد، صد تومان مىدهد و بقيه آن را نمىگيرد و مطالبه هم نمىكند، آيا جايز است كارمند مزبور آن مبلغ را براى خودش بردارد؟
آن مبالغ اضافى مال صاحبان آن است كه آن را پرداخت كردهاند و بر كارمند دريافت كننده، واجب است كه آن مبالغ را به صاحبانشان در صورتى كه آنان را مىشناسد برگرداند و اگر نمىشناسد درحكم مجهولالمالك هستند و جايز نيست آنها را براى خودش بردارد، مگر آنكه احراز نمايد كه آنان مبالغ مزبور را به او بخشيده و يا از آن اعراض نمودهاند.

س : اشخاصي بابت کارخانه اي از بانک وامي دريافت کرده اند: 1ـ آيا بانک طلبکار مي تواند کليه کارخانه را ( که حدود ده برابر مبلغ وام دريافتي ارزش دارد) تصاحب کند؟ 2ـ آيا صاحبان کارخانه مي توانند از بانک تقاضا کنند که معادل مطالبات خود از دارائي کارخانه تصرف نموده و بقيه کارخانه را فک رهن نمايد؟ 3ـ آيا صاحبان کارخانه مي توانند از بانک وام دهنده بخواهند معادل طلب خود، در دارائي کارخانه شريک باشد؟ 



